|
نگارش یافته توسط مدیر سایت
|
|
07 فروردين 1387 ساعت 18:25 |
|
در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:
1. منجیگرایی در میان اهلسنت
2. منجیگرایی در میان شیعه
1. منجیگرایی در میان اهلسنت
مذاهب مختلف اهلسنت مهدی موعود(عج) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا ميآید. دانشمندان اهلسنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفتهاند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عج) را شخصی معین ميدانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هماکنون به زندگی خود ادامه ميدهد. آن دسته از اهلسنت که ولادت مهدی(عج) را پذیرفتهاند اختلافهایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانستهاند، برخی نهم ربیعالاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کردهاند.
2. منجیگرایی در میان شیعه
شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعهاي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علیرغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام و رهبران مردم و وارثان قدرت ميشوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نميشود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصهاي که اشاره ميکند و هر عقیدهاي که در اسلام و در تشیع مطرح ميشود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.
در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر اسلام (ص) و فرزند امام حسن عسکری(ع) است که الآن در پرده غیبت به سر میبرد. امام در دوره غیبت صغرا چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس از این دوره، غیبت کبرا فرا رسیده و اکنون در این دوره به سر ميبریم. در این زمان تنها باید از ولیفقیه که حجت امام زمان(عج) بر مردم است، اطاعت کنیم.
شیعه در عصر غیبت کبرا، فلسفه سیاسی نجاتبخش و مکتب اجتماعی حرکتآفرین و مسئولیتآوری دارد و آن مهدویت و انتظار است. اما متأسفانه افراد ناآگاه، مغرض و یا دشمن، مهدویت و انتظار را که مفهومی انقلابی، آزادیبخش و حرکتآفرین و مسئولیتزا به شمار میآید، مانند پوستین وارونهاي درآوردهاند که به قول دکتر شریعتی، یک طرف آن در نهایت زیبایی و طرف دیگر آن در نهایت زشتی است. رویهاش چشمها را از زیبایی خیره میکند و آسترش از زشتی برای بزرگسالان نفرتانگیز و برای خردسالان وحشتآور مینماید. اعتقاد به مهدویت و انتظار، از بین تمام اصول و عقاید شیعی، بیش از همه عقاید دیگر، تضاد و تناقض دارد. یکی نابودکننده ظلم و جور و به دنبال قسط و عدل است و دیگری به دنبال توجیهکننده ظلم و جور و بیعدالتی؛ یکی مفهوم انقلابی، مترقی، عزتآور و مردمی دارد و به اراده و اندیشه و اختیار و آزادی انسان احترام میگذارد و مسئولیتهای فردی و اجتماعی او را تثبیت میکند، اما مفهوم دیگری منحط، ذلتآور و ضدمردمی است و به اراده و اندیشه و آزادی انسان اهانت میکند و مسئولیتهای فردی و اجتماعی را در نظر ندارد و ظلم و ستم و تسلیم شدن را توجیه میکند. به مفهوم دیگر اگر در بخشی از دنیا مؤمنان عزت ندارند و از نظر آزادی، استقلال و نظام حکومتی کافران بر آنها مسلط هستند، باید بدانیم که ایمان آنها درست نیست و اسلام را وارونه فهمیدهاند.
بنابراین، اصل مهدویت و انتظار دو نوع است: یکی انتظار مثبت در تشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یا دشمنان قسم خورده اسلام آن را شکل دادهاند و بزرگترین عامل انحطاط و ذلت به شمار میآید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هر لحظه فرماندهاش را انتظار میکشد. |
|
تاریخ بروز رسانی ( 07 فروردين 1387 ساعت 18:25 )
|