<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>&#124; المنجی - Almonji &#124;</title>
	<atom:link href="http://www.almonji.ir/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.almonji.ir</link>
	<description>تا انتها حضور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 Apr 2012 07:10:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=</generator>
		<item>
		<title>درآمدی بر مفاهیم سریال لاست  Lost</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1049</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1049#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 12:43:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید عقیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه و نقد فيلم]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای استراتژیک]]></category>
		<category><![CDATA[لاست]]></category>
		<category><![CDATA[نقد سریال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1049</guid>
		<description><![CDATA[متن نقد سریال لاست توسط دکتر حسن عباسی: هالیوود با تلویزیون استراتژیک امروزبه جان جهان افتاده و از سینمای استراتژیک عبور کرده است. ناتوی فرهنگی امروز در تلویزیون استراتژیک است. امروز در ایران جوانان صرفاً به پای فیلم سینمایی نمی‌نشینند، سریال‌های بالای 40،‌50 قسمت می‌بینند. در اینجا قصد داریم فقط ابعاد یکی از این سریال‌ها را اجمالی معرفی کنیم، خیلی از شما دیدید. منتهی ملاحظات استراتژیک پشت صحنه فیلم را می‌گوییم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">هالیوود با تلویزیون استراتژیک امروزبه جان جهان افتاده و از سینمای استراتژیک عبور کرده است. ناتوی فرهنگی امروز در تلویزیون استراتژیک است. امروز در ایران جوانان صرفاً به پای فیلم سینمایی نمی‌نشینند، سریال‌های بالای ۴۰،‌۵۰ قسمت می‌بینند. در اینجا قصد داریم فقط ابعاد یکی از این سریال‌ها را اجمالی معرفی کنیم، خیلی از شما دیدید. منتهی ملاحظات استراتژیک پشت صحنه فیلم را می‌گوییم.<br /> گمشدگان یا لاست (Lost) مجموعه‌ای تلویزیونی است که پخش آن از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی آغاز شد. این مجموعه تلویزیونی داستان ۴۷ نفر از بازماندگان یک هواپیما را نشان می‌دهد که از سیدنی استرالیا به مقصد لس آنجلس در حال حرکت بوده که بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام سقوط می‌کند. افراد مختلف این مجموعه هر کدام به عنوان نماینده یک تمدن به شمار می‌روند که مخاطب بعد از دیدن این مجموعه تحت تأثیر القائات فراوانی درباره تمدن‌های مختلف قرار می‌گیرد.<br /> سریال لاست که هم، گمشده معنا می‌دهد و هم گمشده‌ها، داستان یک هواپیمایی است که از سیدنی استرالیا راه می‌افتد برود لس آنجلس بین راه گم می‌شود و سقوط می‌کند، در یک جزیره‌ای می‌افتد پایین مجمع‌الجزایر اندونزی، گوشه‌های اقیانوس آرام. ۴۷ نفر زنده می ماند؛ اولاً آنجایی که سقوط می‌کنند در جزایر هاوایی است که عین بهشت است، یعنی تمام این فیلم کارت پستال است. القای اینکه بهشتی که مدنظر بود، همین است. در این فیلم برای شما یک بهشت ترسیم می شود. بروید در اینترنت ببینید فقط به زبان فارسی درباره این فیلم چه خبر است!<br /> جزیره جهانی جزیره‌ای است که اینها در آن گمشده‌اند. ۴۷ نفر باقی ماندند، که اینها افراد و عناصری هستند از مکان‌های مختلف جمع شدند. این ۴۷ نفر را به تمدن‌های مختلف در کره زمین تقسیم کرده‌اند. از تمدن اسلامی با یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر یک نفر را آورده است. یک افسر شکنجه‌گر عراقی زمان صدام. اسم‌ آن سعید جراح (Saeid Jarrah) که یک هنرپیشه بسیار فاسد آمریکایی است. این هنرپیشه یک رگش هندی است، یک رگش غربی است، همانند سلمان رشدی؛ این در زندگی خانوادگی‌اش یکی از فاسدترین هنرپیشه‌های غرب است. یعنی بک‌گراندی که مخاطب از او دارد، این را انتقال می‌دهد به جامعه اسلامی. یعنی نماینده‌‌‌ی یک میلیارد و ۳۰۰میلیون مسلمان، در آن جزیره جهانی این آدم است.<br /> نماینده ‌کل ۲میلیارد نفر شرق، یعنی چینی‌ها، ژاپنی‌ها، ویتنامی‌ها، لائوسی‌ها و کره‌ای‌ها، یک زوج کره‌ای هستند.<br /> برای تمدن آمریکای لاتین که اسپانیولی زبان هستند یک زنی را در فیلم به نام آنالوسیا (Ana Lucia Cortez) قرارداده‌اند که این زن در خود امریکا در ایالت کالیفرنیا پلیس بوده است.<br /> برای تمدن آفریقایی ۳، ۴ سیاه پوست گذاشته، اما پنبه کار آنها را زده! یعنی اصلاً حل شدند در فرهنگ امریکایی. می‌ماند بقیه که همه آنگلوساکسون (Anglo-Saxons)هستند.<br /> از روسها یک نفر منفی که یک چشمش بسته است.<br /> از فرانسوی‌ها یک زنی به عنوان نماد فرانسه ایفای نقش می‌کند، بقیه دو قطب اصلی هستند؛ یهود که نماینده اصلی آن بنجامین (Benjamin Linus) است و بازیگر آن اصلاً یهودی است، از یهودیان اشکنازی که قیافه‌اش کاملاً یهودی است و اسمش هم یهودی است. این از یکی دستور می‌گیرد بنام جکوب (Jacob) که ما به آن یعقوب می‌گوییم. یک اسم یهودی است. یعنی پشت صحنه اداره جزیره جهانی، یهود است. بازیگران اصلی همه آنگلوساکسون هستند، همه انگلیسی تبار هستند. یعنی آمریکایی، کانادایی و استرالیایی.</p>
<p><a href="http://www.almonji.ir/wp-content/uploads/2012/04/Lost-Season-6-header1.jpg"><img class="size-full wp-image-1051 aligncenter" title="lost" src="http://www.almonji.ir/wp-content/uploads/2012/04/Lost-Season-6-header1.jpg" alt="سریال گمشدگ" width="543" height="333" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><br class="size-full wp-image-1051" title="lost" /> نقش اول فیلم یک آمریکایی است به نام &#8220;جک شفرد&#8221; (Jack Shephard) یعنی چوپان. مسیحی‌ها معتقدند که هرکسی مسئولیت دارد، چوپان گله است. یعنی از اول صحنه که هواپیما سقوط کرده، چوپانی گله را شروع می‌کند. اسم پدرش &#8220;کریستین شفرد&#8221; است. کریسیتین (Christian) یعنی مسیحی. چوپان مسیحی. این انسانِ تراز لیبرالیسم است. انسان باکلاس لیبرالها. بلافاصله انسان منفی لیبرالها را معرفی می کند. یعنی سایر (Sawyer). از داستان &#8220;تام سایر&#8221; این عنوان را گرفته است. سایر، انسان تراز پایین است.<br /> یک پرانتز بازکنم یک دقیقه فلسفه هنر بگویم. در فلسفه هنر می‌گویند که شما باید تراژدی ارائه کنید. هرکس کار هنری می‌کند باید تراژدی بدهد. تراژدی کشمکش بین دوگروه دیونیزوس(Dionysus)و آپولون (Apollonius). آپولون مرد است و نظم ایجاد می‌کند، باصطلاح خوب است. دیونیزوس نماد زن است بی‌نظمی و هرج و مرج را دنبال می‌کند و آشوب و به‌هم‌ریختگی را می‌خواهد. از زمان ارسطو قراربود بین این دو شخصیت کاتاستازیس (Catastasis) صورت بگیرد. یعنی انسان تصفیه شود. از تقابل بین این دو مثلاً ما بزرگترین تراژدی را قضیه عاشورا می‌بینیم، می‌گوییم خوب‌ها یک طرف و بدها یک طرف اینها به تقابل رسیدند، تصفیه ما در این صورت می‌گیرد که نگاه کنیم و از آن درس بگیریم. از نیچه به این طرف، فلسفه هنر تغییر می‌کند؛ می‌گوید نظام آپولونی را کنار بگذارید. بچسبید به دیونیزوسی.<br /> نمونه آن را در نمونه فیلم‌هایی که اخیراً ساخته می‌شود مثل سریالهای ۸۰ قسمتی و در طول سال می‌بینید، آن مدل که هیچکس در آن قهرمان نیست، همه عوضی هستند، همه کارهایشان بد است. همه از یک سطح بخصوصی به پایین است، این را &#8220;هنر دیونیزوسی&#8221; می‌گویند. سر افطار مردم می‌روند توالت دستهایشان را خشک می‌کنند، حرفهای زشت و رکیک می‌زنند، صدای مردم را درمی‌آورند. به این می‌گویند هنر دیونیزوسی. یعنی همه چیز بی‌نظمی و بی‌اخلاق. هیچکس انسان تراز ندارد. اصلاً در این فیلم آدم بزرگ نمی‌بینید. یک سریال هم بود شخصیتی داشت به نام &#8220;داداشی&#8221; که گویی همه بچه پیغمبر بودند!! از اول آن شما می‌دانستید بالاخره یک روز همه جمع می‌شوند، همه چیز درست می‌شود، نظم برقرار می‌شود. به آن می‌گویند هنر آپولونی.<br /> این که سریالهای ما جذابیت ندارد و فیلم‌های خوبی نداریم، بدین علت است که آن ابزاری که از آن طرف آوردند بنیادش ایراد دارد. این که یک هنرپیشه زن را گریم کنند این که نمی‌شود هنر. اگر کارگردان‌های ما را جمع کنید یک امتحان فلسفه هنر از آنها بگیرید ۹۹ درصد آنها رد می‌شوند. دلیل اینکه این سریال اینقدر جذابیت دارد، بدین خاطر است که انسان تراز لیبرالیسم با انسان دیونیزوسی آن، اینگونه نیستند. از صفر تا ۱۰۰، انسانهای تراز لیبرالیسم را معرفی کرده است یعنی شما هرچه در سرزمین خود بودید آن را رها کنید! در تفکر لیبرالی وقتی آمدی اینجا حالا استعداد خود را بروز بده. سردر تمام فرودگاه‌های آمریکا وقتی پیاده شوید این جمله نوشته شده است: &#8220;آمریکا سرزمین فرصت‌ها&#8221;. یعنی این سرزمین، سرزمین فرصت‌هاست. اگر پیاده شدی کار نداریم که در دنیای قبل تو چه بودی، بارها در این فیلم این جمله تکرار می‌شود، لذا هرکس امکان دارد استعداد خود را بروز دهد. یعنی لیبرالیسم از صفر آن &#8220;سایر&#8221; و ۱۰۰ آن &#8220;جک شفرد&#8221; که چوپان اینهاست.<br /> جان لاک (John Locke) پدر لیبرالیسم است. نفر سوم این فیلم جان لاک است. تمام نکات اصلی کتابهای فلسفه لیبرالیسم را درآوردند و در دهان این آدم قرار دادند، درتمام این ۸۶ قسمت. این شخص جمله معروفی دارد که می‌گوید &#8220;این تو نیستی که می‌توانی به من بگویی که چکار نمی‌توانم بکنم&#8221; ببینید جمله پیچیدگی دارد. این تو نیستی که به من بگویی چکار نمی‌توانم بکنم. این را در این فیلم تا شماره ۵ آن ۵ بار تکرار می‌کند. یعنی شما از پای فیلم بلند می‌شوید بدون اینکه خودتان متوجه شوید دوره ایدئولوژی لیبرالیسم را گذراندید. اندیشه جان لاک در القای غیرمستقیم کامل متوجه شدید. نفر بعدی که نقشش خیلی مهم است در این فیلم دزموند (Desmond Hume)، یا دیوید هیوم (David Hume) همان که کانت(Immanuel Kant)می‌گوید &#8220;این مرا از خواب جزمی بیدار کرد&#8221; کسی که رسماً می‌گوید من ملحدم؛ یعنی پدر امپریسیسم (Empiricism) پدر حس‌گرایی، یعنی هرچه در حس و تجربه نگنجید، باورپذیر نیست. پدر فلسفه انگلیس؛ اینقدر علنی اعلام کردند که این جزیره جهانی است، هرکدام از تمدنها یک درصدی دارند اما مدیران این تمدن که با یکدیگر دعوا می‌کنند، انسانهای لیبرال آمریکایی و انگلیسی هستند.<br /> نفر بعدی مجموعه زنهای این فیلم هستند ۱۰ نفر زن اصلی دارد. زن در ادبیات استراژیک یعنی سرزمین (Land) و عقیده(Oponion). مثلاً می‌گوییم مام میهن. عقیده هم تای تأنیث دارد، مؤنث است. در ادبیات نمایشی زمان یونان می‌گفتند که زن را در تئاتر وقتی می‌آورید یعنی سرزمین و عقیده‌ای که تصرف می‌شود. یعنی در این فیلمها وقتی خانمی سیبی به کسی دیگری می‌دهند، نمادش این است که اجازه می‌دهد تصرف شود؛ نماد شب زفاف.<br /> ۱۰ زن اصلی که در این فیلم است اولین که مهمترین آنهاست &#8220;کیت&#8221; (Kate) است. این دختر یک مسیونر(missioner) مذهبی بوده است. فامیلی اصلی او، لیلی اوانجلین (Evangeline Lilly) است. مدتی در فیلیپین بوده که برود مسیونر مذهبی شود. این کانادایی الاصل است.<br /> نفر دوم یک زن آمریکایی است به نام &#8220;ژولیت&#8221; (Juliet Burke) که این کارش در جزیره که هیچ بچه ای به دنیا نمی‌آید تلاش می‌کند در این جزیره بچه به دنیا بیاورد و هر زنی که حامله شود، می‌میرد. وقتی یهودیان او را می‌آورند این جزیره به خاطر این است که زاد و ولد تمدنی ایجاد کند. زن یادتان باشد نماد سرزمین است. کسانی که تصرف می‌شوند.<br /> نفر سوم اسمش &#8220;کلیر&#8221; (Claire Littleton)، هنرپیشه استرالیایی است. تنها کسی که در این جزیره باردار است و بچه به دنیا می‌آورد و به‌عنوان تنها تمدنی که زاد و ولد می‌کند و در آینده باقی می‌ماند این زن است و اسم بچه او &#8220;هارون&#8221; (Aarun) است. هارون در نگاه ما برادر &#8220;موسی(ع)&#8221; است، در کارکردی که وقتی موسی‌علیه‌السلام می‌رود کوه طور و برمی‌گردد، وقتی اینها گوساله پرست می‌شوند می‌گوید زورم به آنها نرسید. اما در یهود و مسیحیت هارون همان کسی است که &#8220;گوساله&#8221; را ساخت. تکرار می‌کنم هارون در اندیشه مسیحی و یهودی کسی است که خود سامری است یعنی آن گوساله را ساخت. تا برادرش رفت کوه طور و برگشت همه را گوساله پرست کرد. تنها کسی که در تمدن بشری باقی می‌ماند و از آنگلوساکسون‌هاست، سامری است و می‌نویسند که مسلمانها در قرآن به حرف ما اعتقاد ندارند. می‌گویند هارون، سامری نیست. اما یهود و مسیحیت معتقدند که سامری است. نسلی که باقی می‌ماند از آنگلوساکسون‌ها در نظام تمدن آینده سامری است.<br /> زن بعدی، زنی است به نام &#8220;پنلوپه&#8221; (Penelope) در اندیشه یونانی یعنی زن وفادار. کسی است که تا وقتی شوهرش اودیسیوس رفت جنگ و برگردد ۱۰۸ خواستگار داشت، ولی برای شوهرش صبر کرد. انگلیس کشوری بود که از طریق دریاها سرزمین‌ها را گرفت. در این جزیره، کسی که بدون هواپیما آمده است، هیوم است. هیوم، پدر فلسفه انگلیس و پنلوپه نماد سرزمین و عقیده انگلیس که نمی‌خواهد غیر از خود هیوم با کس دیگری ازدواج کند، با یک کشتی سه سال دربه در دنبال هیوم می‌آید. زنی وفادار و آخر فیلم هم او افراد را از جزیره نجات می‌دهد. پدرش لرد (Lord) است. انگلیسیها طبقه اشراف دارند. نماد سرزمین انگلیس که به غیر از دیوید هیوم به کسی توجه ندارد.<br /> زن بعدی آنگلوساکسون، شانون (Shannon Rutherford) است. شانون نماد بخشی از زندگی آمریکایی با هیکلی مشابه هیکل باربی است. این پسر مسلمان، عاشق این زن آنگلوساکسون می‌شود و در فیلم این القا را می‌کند که انسان مسلمان، فقط در علاقه و تصرف سرزمین غرب فقط حق دارد با بخش &#8220;لُمپن&#8221; سرزمین غرب ارتباط برقرار کند. بسیاری از جذابیتهایی که غرب برای جوانهای ما دارد جدابیتهای بخش لمپنی غرب است، نه جذابیتهای به درد بخور غرب.<br /> زن بعدی یک زن سیاه پوست است به نام &#8220;رز&#8221; (Rose Henderson). زن پیری است که نماد آفریقاست. آنالوسیا که اشاره کردم نماد آمریکایی لاتین است.<br /> &#8220;سان&#8221; (Sun) که در زبان انگلیسی خورشید معنا می‌دهد، نماد سرزمینهای شرقی است و دَنیله (Danielle Rousseau)هم نماد سرزمین‌ فرانسه است. نسبت اینها چگونه تعریف می‌شود؟<br /> چرا این فیلم جذابیت دارد و خط تعلیقش را جوانها دنبال می‌کنند؟ تعلیق یعنی نامعلوم بودن. فیلمی اگر تعلیق داشته باشد می‌گویند، کشش دارد. خط تعلیق فیلم به خاطر این ۵،۶ کاراکتر است.<br /> عشق مثلثی، جک با سایر نسبت به کیت. یعنی جک که که چوپان اینهاست و انسان لیبرال تراز آنهاست و سایر که لمپن آن جامعه است هنرمند آنها می‌گوید ما لیبرال درجه یک و دو و سه و ۸۸ و درجه ۱۰۰٫ ما نمی‌آییم بگوییم بچه مسلمان انسان ایرانی یک، دو، سه تا ۱۰۰ ما صرفاً می‌خواهیم بگوییم یک نفر مطلق ما است. بعد مردم نگاه می‌کنند که این دست یافتنی نیست. این شهیدی که شما معرفی می‌کنید نمی‌شود به آن رسید، &#8220;آسمانی&#8221; است. حالا یک فیلمی ساخته می‌شود بنام &#8220;اخراجیها&#8221; مردم می‌بینند که در جبهه بعضیها پشتک و وارو هم می‌زدند!! چرا ما می‌آییم اینگونه برخورد می‌کنیم. طرف می‌آید بین این دو آدم، این زن را قرار می‌دهد.کیت، یعنی عشق مثلثی این دو یعنی خوب و بد تفکر لیبرال، سرزمین کانادا را می‌خواهند تصرف کنند و سرزمین کانادا به این دو گرایش دارد، پیامی که آمریکاییها می‌گویند (چون کانادا را مکانی لمپنی می‌دانند) که می‌خواهد متمایل شود به نماد آمریکا یعنی سرزمین کانادا می‌خواهد تصرف شود از سوی سایر که آدم پست است. این عشق مثلثی اول.<br /> عشق مثلثی دوم عشق بین جک، با آن یهودی یعنی بنجامین درباره ژولیت آن دکتر آمریکایی است. یعنی اصل سرزمین تمدن اصلی غرب نماد آن می‌شود ژولیت، بنجامین یهودی تا الآن دنبال او بوده است، برای تفکر یهود رقیب پیدا شده است، یعنی تفکر آمریکایی. صحنه‌ای که جک و بنجامین با هم شطرنج بازی می‌کنند نماد این است که شطرنج بازی می‌کنیم تا جزیره را تصرف کنیم. مدیریت بر این جزیره، او می‌گوید &#8220;جزیره من&#8221; یعنی آن فرد یهودی می‌گوید دنیا برای من است، من شما را از جزیره‌ام بیرون می‌کنم و جک می‌ایستد روبروی او و در نهایت به توافق می‌رسند.<br /> در قسمتهای آخر این سریال وقتی همه از جزیره فرار می‌کنند، می‌روند آمریکا دوباره مجبور می‌شوند برگردند که پیام آن این است که از اتوپیا و مدینه فاضله‌ی لیبرال هیچکس نمی‌تواند فرار کند، هرکجا بروید باید برگردید. ایدئولوژی متفاوتی وجود ندارد. ژوزف استیک‌لیتس وقتی می‌گوید نئولیبرالیسم دوره آن تمام شد یا فرانسیس فوکویاما می‌گوید نابود شده است، در این فیلم این خبرها نیست، حرف اول و آخر شده لیبرالیسم و این جزیره و بهشت همین وضع موجود است و باید برگردیم. مقام معظم رهبری در نیمه شعبان سال ۸۹ فرمودند: &#8220;منتظر کیست؟ کسی که به حفظ وضع موجود قانع نیست&#8221; در این فیلم برعکس است. می‌گوید که وضع موجود همین جزیره جهانی است و شما هیچ راه دیگری ندارید، اگر از اینجا بیرون بروید دوباره باید برگردید. دو نفری که توافق می‌کنند برگردند همین دو رئیس هستند، یعنی بنجامین یهودی و جان لاک. بالای سر چه کسی؟ بالای سر جنازه جک شفرد، بالای سر جنازه جان لاک. آخرین پلانی که در این سریال می‌بینید این است.<br /> بین انسان تراز پایین لیبرال و انسان تراز بالای لیبرال دعوا بر سر سرزمین است. یعنی کیت نماد کانادا، دعوا بر سر خود اصل آمریکا یعنی سرزمین اصلی آنگلوساکسون‌ها، دعوا بین یهود، یعنی بنجامین و جک است. این عشق دوم بود.<br /> عشق سوم عشق مثلثی زن کره‌ای با شوهر و با معشوقش که علاقه به آمریکا دارد.<br /> عشق بعدی عشق پنلوپه به همان دزموند که همان دیوید هیوم است که موجب تعلیق فیلم است.<br /> عشق بعدی عشق سعید یعنی فرد مسلمان به زن آمریکایی که شانون(Shannon) است که نشان می‌دهد مسلمانان نمی‌توانند سرزمین آمریکا را تصرف کنند و از آنها بچه دار شوند. از پیوند تمدن اسلامی با تمدن غربی بچه‌ای به دنیا نمی‌آید آن یک نفر هم که از بیرون تمدن انگلوساکسون علاقه داشت کشته می‌شود وسط فیلم. یعنی این زن را حذف می‌کنند، یعنی اثری نماند از اینها که یکی ازآنها تصرف می‌شود و بچه‌ای که قرار است تمدن دورگه بوجود بیاورد.<br /> از دیگر عشقهای این سریال، عشق آنالوسیا به سایر، است. یعنی تمدن لُمپنی یعنی اهالی آمریکای لاتین، عشقشان به تمدن لمپنی آمریکاست. عشق رز به همسر آنگلوساکسونش است. شما صحنه‌ای که در این فیلم می‌بینید، صحنه علاقه این پیرزن سیاه پوست به یک شوهر پیرمرد سفیدپوستی است. القا می‌کند که این دو نفر را می‌بینید چقدر به هم علاقه دارند این زن تمدن آفریقایی بوده در جوانی‌هایش علاقه مند شد به تمدن سفیدپوست آغوشش را بازکرده و تصرف شده. حالا ببینید چه در فراغ همدیگر عین دو مرغ عشقی که از هم دور می‌افتند مریض می‌شوند. عشق دَنیله که قبلاً زن بنجامین بوده و از او دختری دارد به نام &#8220;الکس&#8221; (Alex). پیامی که در این فیلم القا می‌کند این است: اولاً تمام آدمهای این فیلم نامشروع هستند، یعنی در هر قسمت، گذشته این افراد جزیره را بررسی می‌کند، تمام آدمهای این فیلم نامشروع هستند از جمله این بچه‌ای که در این جزیره به دنیا می‌آید. یعنی به کلیر می‌گویند این بچه پدرش کیست؟ می‌گوید من اوپن (Open) هستم، فکرم باز است. خیلی امروزی هستم. یعنی چی پدرش کیست؟ یعنی تمدن نامشروع. تمام کاراکترهای این فیلم همه نامشروع هستند. زندگی آنها را نشان می‌دهد.<br /> در آمریکا آمارهای رسمی نشان می‌دهد بین ۵۴ تا ۵۶ درصد از بچه هایی که به دنیا می‌آیند پدرشان معلوم نیست. اخیراً در شمال غرب آمریکا نیویورک، بوستون تا واشنگتن دادگاه‌هایی به وجود آمده که مجوز می‌دهد به پدرها که بروند فرزندان خود را تست ژنتیک کنند تا معلوم شود که بچه متعلق به خودشان است یا نه، کار به این افتضاح کشیده شده است. آمار غیررسمی فقط متعلق به خود فرانسه ۹۲% است، یعنی۹۲% از بچه‌هایی که در فرانسه به دنیا می‌آیند پدرانشان معلوم نیست که چه کسانی هستند! یعنی یک تمدن زنازاده؛ حالا پیام جامعه لیبرال در این فیلم این است که این بهشتی که می‌بینید وجود دارد، هیچ کدام از این آدمها سرجای خودشان نیستند. البته در این فیلم یک کشیش مسیحی وجود دارد که سیاه پوست و آفریقایی است و یک گانگستر قاچاقچی مواد مخدر است که هارون را غسل تعمید می‌دهد.<br /> پیام دوم فیلم این است که نئولیبرالیسم آخرین راه است. بشر هیچ راهی ندارد. در این فیلم سهم هر تمدن را روشن کرده است، می‌گوید در این جزیره جهانی مسلمانها فقط تابعند. باید ما به آنها بگوییم. یعنی آن سفیدپوستها می‌گویند تو کجا برو کجا بیا، برای سیاه پوستها، چینی‌ها، ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها تصمیم می‌گیرند. تنها کسانی که تصمیم می‌گیرند برای سرنوشت جزیره آنگلوساکسون‌ها هستند. خود به خود کسی که این فیلم را می‌بیند به او القا می‌شود که اگر رفت در سازمان ملل نشست، باید آگلوساکسون‌ها برای او تصمیم بگیرند.<br /> پیام بعدی فیلم این است که جزیره جهانی همان بهشت لیبرالیسم است که بشر راه برون رفتی برای آن ندارد (حفظ وضع موجود) و اگر رفته باید برگردد. اتوپیاگرایی و مدینه فاضله لیبرالیسم را به بهترین نحو نشان می‌دهد. اصل بحث، مردم‌سازی، دولت سازی و نظام‌سازی است. سازندگان سریال در این ۴۷ نفر به زیبایی تمرین نظام سازی کرده اند. می‌گویند مردم چینی(Nation bulding)، دولت سازی (State bulding)، تمدن سازی (System bulding) به دو روش صورت می‌گیرد یا مردم از ترس دور هم جمع می‌شوند یا از سر محبت. این افراد از ترس مشکلاتی که در جزیره وجود دارد دور هم جمع می‌شوند، از سر محبت بین آنها علاقه‌های عاطفی به وجود می آید.<br /> علوم استراتژیک، سه کار اصلی می‌کند، دولت چینی، مردم‌چینی و نظام‌چینی. در افغانستان ملت سازی می‌کنند، کتابهای جدید فوکویاما را ببینید. در عراق دولت چینی می‌کنند. در لبنان و فلسطین دولت چینی می‌کنند. ما با آمریکاییها رقابت می‌کنیم، آمریکا در لبنان یک دولت به وجود آورده است یک قسمت آن جریان حزب‌الله است. در فلسطین یک دولت به وجود آوردند که ابومازن است، در کرانه باختری یک دولت به وجود آمده که جریان اسلامگراست و در نوار غزه است. یعنی این حکومتها دو سر دارند. در جمهوری آذربایجان، پاکستان، افغانستان و عراق اینها دارند دولت چینی- ملت چینی می‌کنند.<br /> در این فیلم روش‌های دولت‌چینی، ملت‌چینی به خوبی نشان داده میشود. گروه دیگری که افتادند گوشه‌ای از جزیره، همه از بین میروند. یعنی نمی‌توانند دولت چینی کنند. آنهایی که لیدر آنها اسپانیایی است. اما جک شفرد که چوپان اینهاست وقتی معلوم می‌شود ۴ اسلحه در هواپیما بوده است. یک زن را صدا می‌کند که پلیس بوده است. می‌گوید می‌خواهیم ارتش راه بیندازیم، چه چیزی نیاز داریم؟ خودش بخش سیستم بهداشت و درمان را راه می‌اندازد، سیستم شکنجه راه‌ می‌اندازد.<br /> فرد مسلمان سایر را شکنجه میکند؛ یکی از اینها آسم دارد، سایر وسایل او را می‌گرفت و از آنها باج می‌خواست. او را سیستم امنیتی و شکنجه گر این گروه می‌گذارند. دولت چینی ملت چینی نشان می‌دهد که آمریکاییها و انگلیسیها چقدر در این قضایا مسلط هستند. سیطره آنگلوساکسون‌ها بر جزیره جهانی را نشان می‌دهد، تقابل و همکاری آنگلوساکسون‌ها و یهود در مدیریت و سیطره جهان؛ در تمام این سریال بنجامین یهودی با جک ضد و دشمن هم هستند. اما در نهایت غده‌ی در کمر بنجامین را همین دشمن معروف یعنی جک درمی‌آورد. درواقع می‌گویند برای مدیریت بر جهان همکاری ما یعنی یهودی‌ها با آنگلوساکسون‌ها ضروری است.<br /> در این فیلم و در این جزیره یک عدد رمزی وجود دارد که باید صفرش بکنند. عدد &#8220;۱۰۸&#8243; مدام این کنتور می‌اندازد یک تأسیساتی زیر جزیره پیدا می‌کنند که اگر این کار را انجام ندهند جهان منهدم و متلاشی می‌شود. آن عدد ۱۰۸ را وقتی در سایت اصلی فیلم لاست می‌بینید، می‌گویند این عدد را از بودا گرفته‌اند.<br /> در اندیشه بودائیسم و هندوئیسم ۱۰۸ گناه وجود دارد. یعنی هرکدام یک دقیقه است و هر ۱۰۸ دقیقه یکبار باید اینها رمزی را وارد کنند که جهان منهدم نشود. چه کسی قبلاً پای کامپیوتر بود؟ هیوم ملحد انگلیسی، از اینجا به بعد جان لاک و جک می‌نشینند پای کامپیوتر کارشان این است که هر ۱۰۸ دقیقه که این کنتور می‌اندازد یعنی هر ۱۰۸ باری که بشر یک دور همه گناهان را انجام می‌دهد اینها هستند که نمی‌گذارند جهان متلاشی شود. القا از این آشکارتر؟ در هیچ کار سینمایی اینها انجام نداده بودند.<br /> یک آدم دارند العیاذبالله امام زمان آنهاست. در این فیلم یک فیزیکدان آوردند که فارادی (Dan Faraday)است. کاملاً اِلِمانها اصلی است. در دایرة‌المعارف فیلم در اینترنت هم گفته‌اند همان فارادی فیزیکدان معروف انگلیسی است. در جزیره پیاده می‌شوند به همراه یک خانم مردم شناس، یک موشک را از روی کشتی تست می‌کنند، یک موشک کوچک آزمایشی که به جزیره برخورد کند. ساعت می‌گیرد می‌بیند دو دقیقه اختلاف ساعت دارد. یک دقیقه و ۳۰ ثانیه باید می‌آمده، ۳دقیقه و ۳۰ ثانیه می‌آید، همانجا متوجه می‌شوید این جزیره وجود ندارد، اصلاً در عالم برزخ است. وقتی گروه اول با هلی‌کوپتر می‌رود هیوم هم همراه آنها است، هیوم وقتی از زمان عبور می‌کند و برمی‌گردد درعالم واقع، ذهنش به هم‌ می‌ریزد. مثل کامپیوتر که می‌ریزد به هم، فارادی تلفن را به دست مرد عرب می‌دهد و بعد امامت می‌کند بر زمان.<br /> ما یا در زمان هستیم مثل ما یا بر زمان. فارادی در این فیلم بر زمان است. چطور؟ تلفن را دستش می‌گیرد به دیوید هیوم می‌گوید بیا. او را می‌برد ۱۶ سال پیش. لندن، آکسفورد، در فلان طبقه و فلان کلاس و او را به کلاس خودش می‌برد. ۱۶ سال پیش همین معادلات جزیره را طرح می‌کرده است. یعنی &#8220;بدون زمانی&#8221;.<br /> تلقی که ما از امام زمان(عج) داریم این است که امام در زمان نیست که مثل ما شامل زمان باشد. امام با زمان هم نیست، امام بر زمان است. بقدری زیبا توانسته این امامت بر زمان را توسط این آدم القا کند که شما به سادگی متوجه می‌شوید آنها امام زمان دارند. یعنی غولی مثل دیوید هیوم معادلاتش ریخته به هم حالا تلفن را می‌دهد دستش بعد هدایت می‌کند از زمان فعلی به ۱۶ سال پیش آرام آرام می‌گوید بیا اینجا بعد می‌بیند همین زمان فعلی است. یعنی این معادله ذهنی او را با تماس تلفنی درست می‌کند.<br /> سینمای استراتژیک ناتوی فرهنگی در دوره جنگ سرد و بعد از جنگ سرد و دوره جدید هردفعه یک پیام داشت؛ اگر یک روز جیمز باند را در مقابل شوروی می‌ساختند الآن مسئله‌شان تروریسم و اسلام‌هراسی و مواجهه با اسلام است که تمدن سازی نکند.<br /> انگاره‌هایی که اسلام با آنها تمدن سازی می‌کند &#8220;تقوا&#8221;، &#8220;حیا&#8221;، &#8220;ایمان&#8221; و &#8220;یقین&#8221; است. در این فیلم‌ها هر چهار انگاره، مورد هجوم قرار می‌گیرد. واقعاً اگر ما یک روز جوانانمان در هنر سینما به جایی برسند که جامعه آرمانی موردنظر جمهوری اسلامی و اسلام و انسانهای تراز اسلام و قرآن را با این ابعاد و هنر بتوانند انجام دهند، اندازه میلیونها جلسه سخنرانی و هزاران منبر و صدها کتاب ارزش دارد. ولی لیبرالیسم آمده حیازدایی، مقابله با تقوا، اصالت خرافه و جادو، تثبیت اینکه شما هر ۱۰۸ گناه را انجام دهید ما آنگلوساکسون‌ها نشستیم پای آن و دنیا را ریست (Reset) می‌کنیم، صفر می‌کنیم تا از نو شروع شود.<br /> همان کاری که در فیلم کنسانتین(Constantine)، لوسیفر (Lucifer) انجام داد. یعنی پزشک به کنسانتین گفت اگر اینگونه سیگار بکشی ریه‌ات نابود می‌شود و می‌میری، تو سرطان گرفتی، در آخر فیلم کنسانتین، لوسیفر دست کرد در ریه‌های این تمام لجن‌ها و دود ریه‌اش را بیرون آورد. یعنی تو به آن اینکار را بکن و این کار را نکن‌ها گوش نکردی راحت باش من لوسیفر آخرمی‌خواهم گناهانت را ببخشم، اینجا در این فیلم القا می‌کند که ۱۰۸ گناه را که هر بار بشر انجام می‌دهد یک دور صفر می‌شود، یعنی آنگلوساکسون‌ها دوباره کنتور حرکت جهان را می‌زنند.<br /> فضای کلی سینمای ناتوی فرهنگی القای بی حیایی است(Porn). فقط در دو سال قبل آمریکایی‌ها ۳۵میلیون وب‌سایت پورن ثبت شده داشتند. یعنی آن تعداد وب‌سایت پورن و تصاویر مستهجنی که قبلاً ثبت شده هیچ، از دو سال پیش ۳۵ میلیون وب سایت ثبت شده است. دفاع از همجنس‌گرایی و موارد از این قبیل، مگر غیر از این بود که قوم لوط بخاطر همین چیزها از هم پاشید.<br /> پس سینمای ناتوی فرهنگی در یقین زدایی و ایمان زدایی و حیازدایی و تقوا زدایی پایه اصلی را دنبال می‌کند. پیام آن مثل سریال لاست، این است که بهشت موعودی که گفته شده همین لیبرالیسم است. می بینیم که تصاویرکارت پستالی است و شما راه برون رفت از آنرا ندارید. اما جوانهای مختلف جهان، یادتان باشد شما نمی‌توانید هیچ زن آنگلوساکسونی یعنی سرزمین و تفکر و تمدن آنلگوساکسون را صاحب شوید. در این فیلم در ماجرای آن پسر عرب، نه فقط دختر آمریکایی را می‌کشند که اینها با همدیگر علاقمند شدند، بچه دار نشوند، تمدن اسلامی نتواند حتی جزئی از آن قسمت لمپنی تمدن غرب را هم اشغال کند، بلکه نامزد آن پسرکه یک دختر عراقی بود و زمان صدام انقلابی بود و شکنجه می‌شد، نیز توسط خود اینها کشته می‌شود، یعنی در قسمت‌های آخر سریال حتی خود تمدن اسلامی که نماینده آن، این آدم لمپن صدامی می‌شود، از مسلمانها نیز نمی‌تواند زاد و ولد داشته باشد و ادامه دهد. اما تمدن آنگلوساکسون دارد، یعنی آن دختر کره‌ای برمی‌گردد سرزمین خودش و بچه دار می‌شود. پس بقای تمدنی را چگونه می‌بینند؟ ‌با نگاه نئولیبرالیسم.<br /> پیام قرآن این است که &#8220;فإن حزب‌الله هم الغالبون&#8221;. فساد و انحطاط و تمدن لیبرالی در جامعه آمریکا از درون مثل خوره، آن را می‌خورد. با فیلمها و سریالها و دستگاه هالیوود نمی‌توانند آنرا روی پا نگاه دارند. سینمای ناتوی فرهنگی سربازانی دارد، سربازان آن از آن طرف مرزها نیستند، داخل هستند. اسم آنها استاد دانشگاه می شود، خبرنگار می‌شود، مدیر اقتصادی و مدیر بانک می‌شود، آدم منطقه تجاری می‌شود، سخنرانی و‌آدم فکری و دانشگاهی می‌شود. سینماگر و هنرپیشه می‌شود. سربازان ناتوی فرهنگی خود ما هستیم. هرکس که اجازه داد نفسش را شیطان قلاده بزند، ببرد.<br /> این سریال (Lost) پیام می‌دهد به جهان که لیبرالیسم و نئولیبرالیسم و جزیره جهانی یک محیط گم شده است. راه به کجا می‌برید!؟ بیایید به همین محیط، وقتی هم از آن محیط برمی‌گردید، مجبورید که برگردید. پیامبران آنها کیانند؟ جان لاک و دیوید هیوم. آدمهایی که در آن فیلم هستند همه نامشروع. جوانهای مملکت ریسه می‌روند که فیلم لاست را ببینند، ما واهمه نداریم؛ ما پیرو مکتب شهید مطهری هستیم که می‌گفت روبروی دپارتمان اسلام شناسی دپارتمان مارکسیسم شناسی بگذارید، تازه بگویید خودشان بیایند درس بدهند. نمی‌گوییم که تبلیغ شود برای فیلم‌ها، می‌گوییم بروید ببینید، ما نسل خودمان را واکسینه می‌کنیم. کلید پشت این فیلم‌ها را به آنها نشان می‌دهیم، حتی اگر استادان فلسفه و هنر در دانشگاه‌های ما نتوانند این مسائل را تبیین کنند.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>ارسال شده توسط کاربر سایت: سید عقیل هاشمی زاده</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1049</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی افسانه‏ی جزیره‏ خضراء</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1044</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1044#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Apr 2012 08:33:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید عقیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[ساير مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[غیبت]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[امام زمان (عج)]]></category>
		<category><![CDATA[جزیره خضراء]]></category>
		<category><![CDATA[دریای سفید]]></category>
		<category><![CDATA[شیعیان]]></category>
		<category><![CDATA[مثلث برمودا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1044</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ جهان اسلام و عقاید و افکاری که در بستر آن ظهور و بروز کرده، اقیانوسی متلاطم و بی‏کران و عرصه‏ای بسیار گسترده است . حرکت در امواج متلاطم و بعضاً ظلمانی این اقیانوس، نیازمند وسیله‏ای مطمئن و راهنمایی، دریادیده است. در غیر این صورت، در شب تاریک دریا و امواج سهمگین آن، نمی‏توان راهی به ساحل نجات یافت . عقاید، اخبار و احادیثی که در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، کم نیستند. فقهای اسلام از عصر غیبت تاکنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریف‏ها و انحرافات داشته‏اند. اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فکری می‏گشت و راه کشف حقیقت‏ بر همگان مسدود می‏شد. از جمله داستان‏هایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بی‏جا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی ‏ به نام «جزیره‏ی خضراء» است. از آن جا که در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث ‏برمودا" تطبیق کرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود. (1) قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمی‏دهد. علاوه بر این ‏که علامه مجلسی همه‏ آثار شهید را در اختیار داشته است. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مقدمه :<br /> مرحوم علامه مجلسی‏(ره) در بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹ می‏نویسند: رساله‏ای یافتم مشهور به داستان جزیره‏ی خضراء &#8230; و چون آن را در کتاب‏های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه‏ای آوردم . یابنده‏ی آن متن می‏گوید: در آن متن چنین آمده است: من (فضل بن یحیی کوفی) در سال ۶۹۹ ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل می‏کردند. داستان مربوط به جزیره‏ خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه‏ سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم . او داستان را در حضور عده‏ای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل می‏کردم. روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عده‏ای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این‏که نامه‏ای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد می‏داد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم . به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد . سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا می‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏آیند که نزدیک جزایر رافضیان است . هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، ۲۵ روز راه بود که دو روز بی‏ آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیره‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‏های مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آن‏ها مانند شیعیان بود . آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین می‏شود؟ گفتند: از جزیره‏ خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‏آورند. منتظر شدم تا کاروان کشتی‏ها از جزیره‏ خضراء رسید. فرمانده‏ آن، پیرمردی بود که مرا می‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏دانست . او مرا با خود به جزیره‏ خضراء برد. شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره‏ی خضراء . این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعه‏ها و برج‏های زیاد و هفت ‏حصار بود. خانه‏های آن از سنگ مرمر روشن بود در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه می‏خواندند (واجب می‏دانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است . خلاصه‏ سخن این‏ که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقل‏هایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمی‏شود . سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا می‏روم و امام زمان را زیارت می‏کنم و در آنجا ورقه‏ای می‏یابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است . من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند &#8230; در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است . درباره‏ سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است . با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره‏ ارتباط آیات و این ‏که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: &#8230; مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت ‏خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط می‏بینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر (عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است . در جمعه‏ دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ میانی ماه، سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند. پس از این‏ که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند. از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل می‏کنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ می‏گوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را می‏بینید؟ سید گفت: درست می‏گویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است . سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای. هم ‏چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج می‏گزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت می‏کند . این خلاصه‏ای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیق‏تری هستند، می‏توانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند . چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!<br /> بررسی داستان از نظر سند :<br /> از مهم‏ترین موضوعات در بررسی سند یک خبر، منابعی است که آن خبر را ذکر کرده‏اند. بدیهی است هر قدر، منابع یک خبر به عصر صدور و حدوث آن نزدیک‏تر باشد، آن خبر اعتبار بیشتری خواهد داشت . در مورد داستان جزیره‏ خضراء چنان ‏که در اصل داستان آمده، راوی خبر آن را در سال ۶۹۹ ه.ق از علی بن فاضل در شهر حله شنیده است . در آن زمان، «حلّه‏» شهری آباد بین بغداد و کوفه بوده و چون کوفه و نجف در آن زمان، مرکز حوزه‏ علمی شیعه بوده، طبیعتاً خبرها، به ویژه خبرهای مهمی که به مسایل عقیدتی و کلامی و فقهی شیعه مربوط می‏شده است، با اهمیت تلقی می‏شده و در آثار و نوشته‏های آنان منعکس می‏گشته است . ولی علی‌رغم اشتمال این داستان بر مطالب مهم و مطرح شدن آن در سامرا و حلّه و طبیعتاً نجف، در هیچ یک از آثار مکتوب آن زمان (یعنی از سال ۶۹۹ تا ۱۰۱۹ ه.ق) که به دست ما رسیده است، این خبر انعکاس نیافته است . اشتهار این داستان از آغاز هزاره‏ دوم به ویژه در زمان علامه مجلسی‏(ره) و ذکر آن در کتاب بحارالانوار است. قبل از علامه، قاضی نور الله شوشتری (م ۱۰۱۹) این حکایت را در کتاب مجالس المؤمنین آورده است. البته قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمی‏دهد. علاوه بر این ‏که علامه مجلسی همه‏ آثار شهید را در اختیار داشته است. (۲) در عین حال، در آغاز نقل داستان جزیره‏ خضراء می‏گوید: «این داستان را در کتاب‏های معتبر ندیدم.‏» بدیهی است اگر علامه مجلسی این خبر را در کتب شهید دیده بود، آن را در بخش نوادر کتاب ذکر نمی‏کرد و به جای انتساب آن به شخص مجهول، آن را به شهید مستند می‏کرد .<br /> مجهول بودن راوی و استنساخ کننده‏ نسخه‏ مکتوب داستان :<br /> علما و فقهای اسلام در پذیرش یک کتاب یا نوشته و انتساب آن به نویسنده، صرفاً به ادعاها توجه نمی‏کنند، بلکه وقتی یک کتاب را از نظر انتساب به نویسنده زمانی معتبر می‏دانند که آن کتاب از طریق سلسله‏ اجازات برای آنان نقل شده باشد. از همین رو، شاگردان یک مؤلف یا راوی با اجازه از شیخ و استاد خود، مطالب را نقل کرده و آنان نیز این اجازه‏ها را به طبقه‏ بعد از خود منتقل می‏کردند. در زمان‏های گذشته و قبل از عصر رواج چاپ، آن چه موجب اعتماد به نسخه‏های مکتوب خطی می‏شد، اجازه‏ای بود که مؤلف با واسطه یا بدون آن، به افراد شناخته شده می‏داد. برای نمونه، مرحوم مجلسی در مجلدات آخر کتاب بحارالانوار به ذکر اجازه‏های خود برای نقل از کتاب‏ها می‏پردازد و بدین ترتیب، نقل خود از کتاب‏های آنان را مستند می‏سازد . بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد . آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم . ولی نوشته‏ جزیره‏ خضراء اولا؛ هیچ ارتباط مستندی با نویسنده‏ی آن ندارد. و هیچ مدرکی که صحت انتساب نوشته را به علی طیبی نشان دهد، وجود ندارد. ثانیا؛ یابنده‏ نسخه و (کسی که می‏گوید من جزوه را به خط فضل بن علی طیبی کوفی یافتم و آن را استنساخ کردم)، معلوم نیست چه کسی است تا بتوان نسبت ‏به وثاقت ‏یا عدم وثاقت او ابراز نظر کرد. ثالثا؛ یابنده‏ مجهول نوشته‏ فضل بن علی طیبی، معلوم نیست از کجا تشخیص داده است که نوشته‏ مزبور خط فضل بن علی است. ناچار باید گفت: چون در خود نوشته، توسط نویسنده به این مطلب اقرار شده است، یابنده، نسخه آن را به همان اسم نسبت داده است. ولی باید توجه داشت چنین انتساب‏هایی، ارزش علمی ندارد و چنان ‏که قبلا نیز گفته شد، نوشته‏ای را می‏توان مستند قرار داد و بدان استدلال کرد که دارای سلسله سند موثق به نویسنده‏ کتاب باشد، وگرنه هر کس نوشته‏ای می‏نوشت (چنان ‏که برخی نوشتند و وارد اخبار کردند) و آن را به شخص مورد وثوقی نسبت می‏داد، مثلا می‏گفت این نوشته‏ی زرارة بن اعین یا محمد بن ابی عمیر و &#8230; می‏باشد .<br /> بررسی شخصیت‏های داستان :<br /> نام چند نفر در آغاز داستان آمده است که به جز یک نفر که همان فضل بن علی باشد، هیچ ‏کدام شناخته شده نیستند و به گفته‏های آنان نمی‏توان استناد کرد . علی بن فاضل که شاهد اصلی ماجرا و مدعی رفتن به جزیره‏ خضرا و &#8230; است، جز به همین خبر شناخته شده نیست و رجالیون هیچ ذکری از او به میان نیاورده‏اند، با آن که شخصیت‏هایی چون علامه حلّی و ابن داود (صاحب کتاب رجال ابن داود که تالیف کتابش در سال ۷۰۷ ه.ق به پایان رسیده است) که معاصر و یا نزدیک به زمان نقل داستان بوده‏اند، هیچ نامی از علی بن فاضل به میان نیاورده‏اند، حال آن که خبر جنجالی او که علاوه بر جنبه‏های حساس کلامی، دارای ابعاد فقهی نیز هست، طبیعتاً می‏بایستی انعکاس گسترده‏ای در محافل علمی و دینی آن زمان داشته باشد . خلاصه‏ سخن این‏ که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقل‏هایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمی‏شود .<br /> شخصیت فضل بن یحیی علی طیبی کوفی :<br /> مجدالدین فضل بن یحیی بن علی بن المظفر بن الطیبی به واسطه‏ اجازه‏ صاحب کشف الغمة (عیسی بن ابی الفتح اربلی) از رجال موثق شمرده می‏شود،(۳) ولی نکته‏ مهم در این مقام، آن است که از کجا معلوم است فضل بن یحیی که در داستان جزیره‏ خضراء به او منسوب است، همان فضل بن یحیی بن المظفر باشد؟ علاوه بر این ‏که، راوی کتاب (کسی که کتاب را برای ما نقل کرده) نیز شخصی مجهول و ناشناخته است. هم ‏چنین شخصی که فضل بن یحیی از او نقل می‏کنند (علی بن فاضل) نیز ناشناخته است . به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است که ادای خمس را واجب ذکر کرده‌اند. گرچه بررسی این خبر از نظر سند، ابعاد دیگری نیز دارد، ولی به جهت رعایت اختصار به همین مقدار، بسنده می‏کنیم .<br /> بررسی داستان از نظر متن و محتوا :<br /> ۱- دلالت قصه بر تحریف قرآن: از جمله مطالبی که در ضمن گفت‏وگوی علی بن فاضل (مجهول) با شمس الدین (مجهول) آمده است، تصریح به تحریف قرآن است. یعنی کسی که این داستان را بپذیرد، بایستی با یک خبر که مجهول الراوی و نهایتاً خبر واحد است، قایل به تحریف قرآن باشد، حال آن که نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف، تصریح دارد.(۴) مگر آن که کسی مسلک اخباریون را داشته باشد، که با یک سری اخبار ضعیف و بی‏اعتبار همچون حدیث مذکور، مهم‏ترین سند اسلام و متقن‏ترین آن را تحریف شده بداند که این نهایت ‏بی‏فکری و کم خردی و دوری از عقل و منطق است . آری، شمس الدین مذکور در قصه، به صراحت می‏گوید که قرآن جمع‏آوری شده در زمان خلفا، تحریف شده است . و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما کان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاة سید المرسلین صلی الله علیه و آله فلهذا تری الآیات غیر مرتبطة . (۵) چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه‏ ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏کردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟!<br /> ۲- راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل) که با نسبت مازندرانی از او یاد می‏شود در ضمن داستان، خود را عراقی الاصل معرفی می‏کند. گرچه محتمل است که اشتهار یک نفر در انتساب به شهر یا منطقه‏ای با اصالت او متفاوت باشد، ولی به نظر می‏رسد سازنده‏ این داستان، دچار اندکی کم حافظه‏گی شده است که یک بار، او را به نام مازندرانی و بار دیگر، عراقی الاصل معرفی می‏کنند . حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟<br /> ۳- در متن داستان آمده است: هذا هو البحر الابیض و تلک الجزیرة الخضراء و هذا الماء مستدیر حولها مثل السور من ای الجهات اتیته و جدته و بحکمة الله ان مراکب اعدائنا اذا دخلته غرقت&#8230;. .ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت ‏حصار می‏داند و از برج‏های محکم دفاعی آن یاد می‏کند. حال اگر این جزیره به وسیله‏ آب‏های سفید و نیروی غیبی، محافظت می‏شده، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است؟ این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‏کند که توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می‏کرده‏اند؟!!<br /> ۴- در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه می‏نویسد: «رؤیت امام غیر ممکن است‏»، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین، او سخن دیگری بر زبان می‏راند و می‏گوید: «ای برادرم! هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نمی‏شناسد.» حال چگونه بین غیر ممکن بودن رؤیت و دیدن مشروط می‏توان جمع کرد؟<br /> ۵- در یکی از روزهای جمعه، وقتی علی بن فاضل، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می‏شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می‏گردد، وی اظهار می‏دارد که سیصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر ۱۳ نفر دیگرند . بر این اساس، بایستی این سیصد نفر که از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اکنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد . آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم .<br /> ۶- به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست. این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاکنون است که ادای خمس را واجب ذکر کرده‌اند.<br /> ۷- علی بن فاضل از سید شمس الدین می‏پرسد: آیا تو امام علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم به من گفت که سخن امام را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است. ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می‏گوید: «هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نشناسد. گفتم: من از جمله‏ مخلصان هستم، ولی او را ندیده‏ام: گفت: دو بار او را دیده‏ای؛ یک بار در راه سامرا و یک بار در سفر مصر &#8230; . معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است . حال سؤال این است: چگونه کسی که ادعای نیابت ‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد که پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟ در جای دیگر داستان، ادعا می‏کند که او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت می‏کند و به سرزمین ما برمی‏گردد . معنای این سخن آن است که سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ خضراء ساکن است. حال چگونه است کسی که چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است .<br /> موقعیت تاریخی داستان :<br /> ۱- سال ۶۹۹ ه. ق :<br /> نقل کننده این داستان، مدعی است که در این سال، خبر را از شخصی شنیده و سپس برای اطمینان، به نزد «علی بن فاضل‏» رفته تا خود بدون واسطه، خبر را از او بشنود. فرض می‏کنیم که واقعاً، این ملاقات انجام شده باشد و «فضل بن علی‏»، «علی بن فاضل‏» را ملاقات کرده باشد. بر این اساس، باید سفر «علی بن فاضل‏» به اندلس، در حدود دهه‏های پایانی قرن ششم ه. ق صورت پذیرفته باشد چرا که واقعه مذکور در زمان تحصیل «علی بن فاضل‏» بوده و علی القاعده با گذشت‏ سال‏هایی، این واقعه را برای دیگران نقل کرده است.<br /> «بربرها»، طایفه‏ای سفیدپوست و از نژاد «حامی‏» بودند که در شمال آفریقا زندگی می‏کردند. اکثر آنان، در قرن یکم هجری، به اسلام گرویدند.<br /> ویژگی‏های تاریخی قرن ششم ه. ق :<br /> دهه‏های پایانی این قرن، دوران زوال و ضعف خلافت عباسی است. حکومت‏ سلجوقی که در ظاهر، زیر فرمان خلافت عباسی بود، عملا همه شئون آن را اداره می‏کرد، در نتیجه خلافت عباسی رو به ضعف و فروپاشی نهاد. دولت عظیم سلجوقی، به دولت‏های متعدد و درگیر با هم تقسیم شد. این وضعیت، از سویی زمینه عرض اندام بیش‏تر خلفای عباسی را فراهم ساخت تا به فکر احیای اقتدار گذشته خویش باشند &#8211; که البته میسر نشد &#8211; و از سوی دیگر صلیبیان را تحریک کرد تا بر بلاد اسلامی هجوم برند و طایفه مغول را نیز بر آن داشت تا به سرزمین‏های اسلامی تجاوز کنند. (۶) حکومت مقتدر فاطمی (که در مصر و شمال آفریقا و سرزمین‏های مجاور آن حاکمیت داشت) نیز در نیمه قرن ششم، آخرین روزهای حیات خود را می‏گذراند و چهاردهمین خلیفه فاطمی (عاضد) در ۵۶۷ ه .ق، پس از آن که صلاح الدین ایوبی مصر را در اختیار گرفت، درگذشت و خلافت فاطمی به آخر رسید. (۷) و بدین سان، پس از چند قرن، حکومت ‏شیعی در مصر، پایان یافت. (۸) در اواخر قرن پنجم ه.ق، در مغرب اقصی (تونس، الجزایر، مراکش) «مرابطین‏»(۹) حرکت عظیمی را آغاز کردند؛ این حرکت ‏سیاسی، اجتماعی که برای مدتی حکومت مقتدری تشکیل داد تا چند قرن ادامه داشت و مدت زیادی شاخه‏های این حرکت، در اندلس حکومت می‏کرد.<br /> ۲- دریای سفید و جزیره خضراء :<br /> دریای سفید، همان دریای مدیترانه است که در زبان عرب آن را «البحر الابیض المتوسط‏» می‏نامند. دلیل نام‏گذاری این دریا به «البحر الابیض‏» سفید بودن آب آن به دلیل نوع رسوبات دریا است. سخن از مصر و قاهره و الازهر و سفر دریایی به اندلس و بازگشت از اندلس به مغرب، در داستان جزیره خضراء، گواه آن است که «دریای سفید» در این داستان، بدون شک همان «دریای مدیترانه‏» است. جزیره خضراء قسمتی از انتهای جنوب غربی اسپانیای فعلی (اندلس قدیم) است که به همین نام در گذشته اشتهار داشته است و در حال حاضر نیز با نام [ALGEIRAS] شناخته می‏شود.<br /> حرکت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود که «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفکرات او قرار گرفت و از همان جا، فکر برانداختن مرابطین و تاسیس حکومت موحدین، در او پدیدار شد.<br /> تاریخچه‏ای از جزیره خضراء :<br /> در این جا لازم است که تاریخچه‏ای از جزیره خضراء بیان شود. در سال‏های حدود ۹۰ ه. ق، شخصی به نام «رودریک‏» (ردزیق) به جهت آن که مردم اندلس و دولتمردان آن، به فرزندان پادشاه قبلی نظر نداشتند، در آن خطه به پادشاهی رسید. عادت والیان قسمت‏های مختلف اندلس، این بود که فرزندان دختر و پسر خود را جهت ‏خدمت ‏به پادشاه و تربیت در دربار، به «طلیطله‏» (تولدو) می‏فرستادند. این گروه، در آن جا ازدواج می‏کردند و به زندگی خود ادامه می‏دادند. «یولیان‏»، حاکم «جزیره خضراء» و «سبتة‏» و &#8230;، نیز دختر خویش را به نزد «رودریک‏» فرستاد. «رودریک‏» از آن دختر بسیار خوشش آمد و با او خلوت کرد. دختر، داستان خود را برای پدر نوشت. «یولیان‏» از این ماجرا خشمگین شد و به جهت انتقام از «رودریک‏»، نامه‏ای به «موسی بن نصیر» که فرماندار «آفریقا» از طرف «ولید بن عبدالملک‏» بود، فرستاد. و او را به «جزیره‏ خضراء» و فتح‏ اندلس دعوت کرد. «موسی بن نصیر» به جزیره خضراء آمد و با یولیان معاهده‏ای بست. یولیان نیز وضعیت اندلس را برای موسی تشریح کرد. «موسی بن نصیر» نامه‏ای به «ولید بن عبدالملک‏» نوشت و از او کسب تکلیف کرد. ولید به او نوشت که در آغاز، پیش‌قراولانی برای کسب اخبار بفرستد و در دریای بی کران، مسلمانان را گرفتار نسازد. «موسی بن نصیر» مجدداً به «ولید» نوشت که در این جا، دریای وسیعی نیست ‏بلکه خلیجی است که آن طرفش معلوم است. منظور او، این بود که فاصله بلاد مغرب تا اندلس، اندک است و تنها خلیجی کم عرض میان آن دو قرار دارد. بالاخره آنان، به جزیره خضراء حمله کردند و غنائم بسیاری به دست آوردند. در رمضان سال ۹۱ هق از آن جا بازگشتند. همین واقعه، سبب حرکت مسلمانان برای فتح اندلس شد و موسی بن نصیر، «طارق‏» را به طرف اندلس فرستاد که جزیره خضراء را فتح کرد. در کتاب‌های تاریخی،‌ رخداد جنگ‌های بسیاری را برای جزیره خضراء ذکر کرده‌اند که به دنبال آن این جزیره حاکمیت افراد بسیاری را بر خود دیده است.این جنگ‌ها تا سال ۸۹۷ ه .ق &#8211; که اندلس به طور کلی از دست مسلمانان خارج شد &#8211; ادامه داشته است. در این سال‏ها، حاکمان مختلفی از جمله، حمودهای بنی هود، بنی عامر، مرابطین، حاکمان مغرب، &#8230; بر آن حکومت کردند و گاه نیز با هجوم مسیحیان، «جزیره خضراء» برای مدتی از حاکمیت مسلمانان خارج بوده است. شهر «قرطبه‏» که از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حکومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود: باب القنطرة که باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد؛ باب الحدید (سرقسطة)؛‌ باب ابن عبدالجبار (طلیطلة)؛ باب طلبیره (لیون)؛‌ باب عامر؛ باب بطلیوس؛‌ باب النطارین (اشبیلیة) . این نامگذاری، نشان می‏دهد که جزیره خضراء، مکان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای که در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است.<br /> قاهره و الازهر :<br /> در این داستان از قاهره و الازهر نیز یاد شده است. بنابر آن چه در داستان مذکور آمده، راوی داستان، همراه استاد خود به طرف اندلس حرکت کرده است. شهر «قرطبه‏» که از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حکومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود: باب القنطرة که باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد؛ باب الحدید(سرقسطة)؛‌ باب ابن عبدالجبار (طلیطلة)؛ باب طلبیره (لیون)؛‌ باب عامر؛ باب بطلیوس؛‌ باب النطارین (اشبیلیة) . این نامگذاری، نشان می‏دهد که جزیره خضراء، مکان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای که در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است. باید توجه داشت که دسترسی به اندلس از مسیر قاهره، به دو صورت میسر است:از طریق دریای مدیترانه؛ و پیمودن ساحل جنوبی مدیترانه و گذر از شمال آفریقا. با توجه به این که در داستان، به سرزمین بربرها اشاره شده، به نظر می‏رسد که مسیر آنان، از طریق خشکی و سواحل جنوبی مدیترانه بوده، به ویژه آن که هیچ ذکری از دریا و کشتی، در مرحله نخست‏ سفر به میان نیامده است. «بربرها»، طایفه‏ای سفیدپوست و از نژاد «حامی‏» بودند که در شمال آفریقا زندگی می‏کردند. اکثر آنان، در قرن یکم هجری، به اسلام گرویدند. (۱۰) بنابراین، «علی بن فاضل‏» در سواحل جنوبی مدیترانه، سیر کرده است. و در این سیر از سرزمین بربرها گذر کرده است.<br /> جزایر رافضیان (شیعیان) :<br /> سرزمین مصر و شمال آفریقا، چندین قرن تحت استیلای حکومت فاطمی (از طوایف شیعه) قرار داشت. نیز، دولت موحدین &#8211; که با عقاید انحرافی مرابطین و &#8230; به ستیز برخاست، از نظر پایه‏های فکری شباهت زیادی به شیعه داشت.<br /> حکومت موحدین :<br /> موحدین، از سال ۵۱۷ ه .ق، به نبرد با مرابطین پرداختند و در سال ۵۴۱ ه .ق، اندلس را فتح کردند و تا سال ۶۳۲ ه .ق، اندلس را در اختیار داشتند. بنیانگذار این حرکت، شخصی به نام محمد بن عبدالله بن تومرت بود که در «سوس‏» قیام کرد و خود را از فرزندان «حسن مثنی‏» می‏دانست. او، نسبت‏ خود را چنین نوشته است: «محمد بن عبدالله بن عبدالرحمان بن هود بن خالد بن تمام بن عدنان بن صفوان بن سفیان بن جابر بن یحیی بن عطاء بن ریاح ابن یسار بن عباس بن محمد بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‏طالب.‏» (۱۱) حرکت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود که «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفکرات او قرار گرفت و از همان جا، فکر برانداختن مرابطین و تاسیس حکومت موحدین، در او پدیدار شد. (۱۲)<br /> افکار و عقاید محمد بن تومرت :<br /> مبارزه با منکرات و فساد حاکمان؛ تکیه بر نام «مهدی آل محمد» و تبلیغ وسیع از اصل مهدویت؛ ادعای مهدویت و این که همان مهدی موعود است؛‌از افکار و عقاید محمب بن تومرت است. (۱۳) موحدین، به پیشوایی عبدالمؤمن، در سال ۵۴۰ ه .ق، بر قسمت غربی اندلس تسلط یافتند و جزیره خضراء و اشبیلیه و قرطبه و غرناطه را فتح کردند. آن چه بیش از هر چیز در حکومت موحدین قابل تامل است و توجه به آن برای درک زمینه‏های پیدایش داستان جزیره خضراء لازم است، موضوع مهدویت و ادعای آن از سوی محمد بن تومرت است. این عقیده، پس از تومرت، در میان پیروان او باقی ماند، به گونه‏ای که برخی از آنان مرگ تومرت را منکر شدند و باور داشتند که او بار دیگر ظهور خواهد کرد. (۱۴) بنابراین «محمد ابن تومرت‏» به صراحت، ‏خود را «مهدی موعود» نامیده است.<br /> مثلث برمودا :<br /> اختلاف در سند، تناقض‏ در متن و نیز ریشه‏های تاریخی و روانی شکل‏گیری این داستان، از جمله مواردی بود که در قسمت‌های پیشین بدان پرداخته شد. جزیره خضراء، جزیره‌ای خوش آب و هوا در دریای مدیترانه است و در اقیانوس اطلس نیز جزیره‌ای به نام مثلث برمودا وجود دارد که خوش آب و هوایی و البته به خاطر وضعیت خاص جوّی که بر آن منطقه حاکم است اتفاقات خاصی در آن منطقه روی می‌دهد که آن را به گونه‌ای به جزیره خضراء ربط می‌دهند. حال آیا هیچ ارتباطی بین این دو جزیره وجود دارد؟ و در نتیجه ارتباطی بین اتفاقات رخ داده در مثلث برمودا و امام عصر (عج) وجود دارد؟ برای روشن شدن بحث به توضیحات بیشتری در مورد مثلث برمودا می‌پردازیم:<br /> در جنوب غربی ایالات متحده آمریکا، منطقه‏ای وجود دارد که به مثلث ‏برمودا معروف است . رسانه‏های غربی، با افسانه‌سازی‏های جهت‌دار درباره آن، خواسته‏اند این منطقه را، منطقه‏ای مرموز و پر خطر قلمداد کنند . در این مقاله ضمن بررسی این موضوع، تطبیق نا به ‏جای آن بر «جزیره خضراء» مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت .<br /> موقعیت جغرافیایی برمودا « Bermuda » :<br /> در مقابل ایالت‏های جورجیا، کارولینا و فلوریدای آمریکا، جزایری به نام «برمودا» وجود دارد . در جنوب این جزایر، جزایر باهاما، پرتوریکو، دومینیکن، هائیتی، جامائیکا و کوبا قرار دارد . جزایر «برمودا»، با ۴/۵۴ کیلومتر در ۹۳۴ کیلومتری شرق سواحل آمریکا قرار دارد و متشکل از ۱۵۰ جزیره مرجانی است که فقط بیست مورد آن قابل سکونت است. جمعیت آن حدود، ۶۵۰۰۰۰ هزار نفر و نژاد مردم آن سیاه، سفید و دو رگه است. اکثر مردم آن جا پروتستان هستند و هامیلتون مرکز آن می‏باشد .«برمودا» از قدیمی‏ترین مستعمرات انگلستان است .<br /> شرح مناطق مثلث ‏برمودا :<br /> این مثلث، یک مثلث فرضی است که راس آن، جزایر برمودا و قاعده آن، ایالات متحده آمریکا (ایالت‏های جنوب شرقی) و اضلاع آن کشورهای کوبا، هائیتی، دومینیکن و جامائیکا را شامل می‏گردد. (۱۵)<br /> وضعیت کشورهای واقع در منطقه مثلث ‏برمودا :<br /> کوبا: با بیش از ۱۶۰ جزیره &#8211; در جنوب سواحل فلوریدای آمریکا و شمال غرب دریای کارائیب واقع شده است . جمعیت آن در سال ۱۹۷۹ م حدود ده میلیون نفر بوده است که اکثرا مسیحی‏اند و زبان آن اسپانیولی است .<br /> هائیتی (Haiti): «هائیتی‏» نیز از مستعمرات اسپانیا بود. رقابت ‏بین استعمارگران اروپایی، موجب بروز جنگ‏های متعددی، در این منطقه شد. فرانسویان و انگلیسی‏ها، به حمایت از دزدان دریایی، به آزار اسپانیایی‏ها می‏پرداختند؛ بالاخره فرانسویان آن جا را متصرف شدند و تا اوایل قرن نوزدهم، هائیتی را در استعمار خود داشتند .(۱۶)<br /> باهاما (Bahamas): باهاما، شامل حدود ۷۰ جزیره و ۲۰۰۰ جزیره صخره‏ای است . کریستف کلمب در ۱۴۹۲ م . آن را کشف و به اسپانیا ملحق کرد. در قرن هفده و هیجدهم میلادی، بین انگلیس و اسپانیا، جنگ‏هایی بر سر «باهاما» روی داد که منجر به تصرف آنها در سال ۱۷۸۳ م . به وسیله انگلیس شد . مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینان، حزب الله و &#8230; ، تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع می‏کنند!<br /> جامائیکا و دومینیکن: وضعیت این کشورها نیز کمابیش، همانند کوبا، باهاما و هائیتی بود. رقابت استعمارگران اروپایی و ظهور قدرت جدیدی به نام «ایالات متحده آمریکا» در مجاروت آنها، شرایط زیر را برای این منطقه فراهم کرد:<br /> ۱٫ کودتاهای متعدد متکی به نفوذ استعمارگران<br /> ۲ . رقابت‏های فشرده نظامی به ویژه در دریاهای منطقه<br /> ۳ . مبارزات مستمر و پی‏گیر مردم به شکل‏های مختلف نظامی و سیاسی .<br /> جنگ سرد :<br /> پس از پایان جنگ جهانی دوم و با ظهور دو قدرت بزرگ (آمریکا و شوروی) و تقسیم مناطق مختلف جهان در بین خود؛ شرایط بروز جنگ سرد و رقابت‏های مختلف سیاسی &#8211; اقتصادی و نظامی در بین این دو قدرت، آغاز شد . هر کدام از این قدرت‏ها، در پی بسط نفوذ خویش و حفظ آن &#8211; به ویژه در مناطق استراتژیک &#8211; بودند . از جمله مناطق بسیار مهم، منطقه «مثلث ‏برمودا» بود؛ چرا که با فاصله کمی در نزدیکی ایالات متحده آمریکا قرار داشت و منطقه‏ای کاملا مهم و سوق‏الجیشی، برای تسلط بر اقیانوس اطلس، دریای کارائیب، آمریکای مرکزی و لاتین به شمار می‏رفت . سوابق استعماری آمریکا، در این منطقه موجب بروز حرکت‏های رهایی‏بخش گسترده‏ای شد و شوروی نیز &#8211; که شرایط را برای حضور در این منطقه مساعد می‏دید &#8211; با پشتیبانی از این حرکت‏ها، جای پای خود را در منطقه، محکم کرد و در سال‏های جنگ سرد، کوبا و مثلث «برمودا» را، به عنوان یکی از مناطق مهم این مرحله از قرن بیستم، مطرح ساخت . تحریک ضد انقلابیان و ایجاد درگیری‏های مختلف در منطقه، از دیگر حوادث دهه‏های ۱۹۵۰- ۱۹۷۰ میلادی است .<br /> افسانه‏سازی‏های استعمارگران :<br /> سال‏های طولانی حضور استعمارگران در این منطقه و رقابت‏های موجود در بین آنها و مبارزات و سرکوب‌هایی که صورت می‏گرفت؛ زمینه را برای پیدایش افسانه‏ها و تخیلات فراهم کرد؛ به طوری که بسیاری از حوادث به وجود آمده؛ به عوامل ناشناخته، نسبت داده می‏شود. از دیگر مواردی که باید در این دوره مورد توجه قرار داد، موضوع دزدان دریایی و حمایت رقیبان استعماری از آنها برای ضربه زدن به منافع رقیب است. طبیعی است که این دزدان دریایی، مایل نبودند از خود نام و نشان به جا بگذارند؛ بلکه صرفا به دنبال اهداف خویش بودند. مجموعه این عوامل، فضایی ابهام‏آمیز و ترسناک را بر منطقه حاکم کرد و زمینه را برای شکل‏گیری «افسانه‏ها» و «انتساب حوادث به عوامل ناشناخته‏» آماده نمود .<br /> بررسی مدارک موجود :<br /> با بررسی و پژوهش مدارک مربوط به حوادث «مثلث ‏برمودا» روشن می‏شود که ریشه بسیاری از آنها، فقط در مطبوعات است؛ آن هم نه مطبوعاتی نامعتبر و غیرقابل اعتماد که برای جلب مشتری و خواننده، مطلبی را منتشر می‏سازند. غیرقابل اعتماد بودن مدارکی، مانند روزنامه‏ها و مجلات، در این گونه موضوعات، مساله‏ای نیست که نیازمند دلیل باشد؛ زیرا اگر کسی به اینگونه رسانه‏ها اعتماد کند، به سرعت ‏با سؤالات فراوان روبه‏رو خواهد شد . از این رو استناد به چنین مدارک و یا مدارک و عناوین ناشناخته، هیچ مطالب علمی را اثبات نمی‏کند .<br /> «مثلث ‏برمودا» و آب و هوای آن :<br /> مثلث ‏برمودا و کشورها و مناطق واقع در آن، از نظر آب و هوا و جریان‏های دریایی، وضعیت ویژه‏ای دارند. جریان آب‏های گرم «گلف استریم‏» &#8211; که از خلیج مکزیک آغاز شده و تا شمال دریای اطلس ادامه می‏یابد &#8211; یکی از این ویژگی‏ها است . این جریان آب گرم &#8211; که با فشار زیاد، از خلیج مکزیک به سمت اقیانوس اطلس جریان دارد &#8211; شرایط خاصی را در منطقه ایجاد می‏کند. تلاطم آب دریا، غرش امواج، مه گرفتگی و &#8230; از جمله خصوصیات این جریان است . «گلف استریم‏» (Gulf Stream) مهم‏ترین جریان دریایی است که از خلیج مکزیک (واقع بین کوبا و فلوریدا) شروع می‏شود. این جریان با سرعت پنج کیلومتر در ساعت، حرکت می‏کند و پهنای آن ۱۴۵ کیلومتر است . ژرفای آن در برخی نقاط، به ۸۰۰ متر می‏رسد و در هر دقیقه، دو بلیون تن آب را در امتداد سواحل «فلوریدا» بر روی هم می‏خزاند . «گلف استریم‏» ، در امتداد ساحل اقیانوس اطلس (در اطراف آمریکا) حرکت می‏کند . سپس از دماغه «کاد» (در ماساچوست) گذشته، به طرف مشرق می‏پیچد، آن گاه عرض اقیانوس اطلس را طی می‏کند و بر عرض آن افزوده می‏شود. در آن جا حرارتی که از نواحی گرمسیر با خود آورده بود، از دست می‏دهد و به شعبه‏های زیادی تقسیم می‏شود. یکی از آنها، سواحل «ایسلند» را می‏شوید و دیگری کرانه‏های «انگلستان و نروژ» را در می‏نوردد و در آن جا یخ‏های قطبی را به عقب می‏راند و شاخه بزرگی از آن نیز در امتداد سواحل آفریقا، به جنوب می‏پیچد. (۱۷) خصوصیت دیگر آن، وزش طوفان‏های موسمی است که با سرعت‏ بالای یکصد کیلومتر، در این مناطق می‏وزد . شدت این جریانات، به حدی است که در موارد متعددی، ایالات شرقی آمریکا را نیز در برمی‏گیرد و موجب بروز خسارات فراوان، در این منطقه می‏گردد .<br /> نتیجه‏گیری :<br /> از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است . آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.<br /> مناطق خطرخیز دیگر جهان :<br /> در برخی نقاط کره زمین نیز محدوده‏هایی یافت می‏شود که «خطرخیز» هستند و به جهت‏ حوادثی که در آن رخ داده است، شهرتی کسب کرده‏اند؛ مانند «مثلث ‏شیطان‏» در اقیانوس آرام که در نزدیکی‏های ژاپن قرار دارد و به دلیل کثرت حوادث دریایی در آن به «مثلث ‏شیطان‏» معروف شده است .<br /> ترافیک سنگین هوایی و دریای منطقه برمودا :<br /> «جزیره برمودا» &#8211; سالانه پذیرای صدها هزار جهانگرد است &#8211; و نیز سایر مناطق واقع شده در «مثلث‏ برمودا»، از پرترافیک‏ترین مناطق دریایی و هوایی جهان به شمار می‏آید. ده‏ها خط هوایی، روزانه به این منطقه پرواز دارند و صدها خط دریایی در این منطقه، به حمل مسافر و بار مشغول‏اند و هیچ توجهی به افسانه‏های ساخته شده درباره «مثلث‏ برمودا» ندارند.<br /> تبلیغات استعماری :<br /> استعمارگران و ابرقدرت‏های جهان &#8211; به ویژه آمریکا و رسانه‏های غربی &#8211; هر زمان که سیاست‏شان اقتضا کند، فضاهایی را ایجاد می‏کنند که بسیار اغفال کننده و وارونه نشان دهنده حقایق است . در مورد «برمودا» نیز همین پدیده &#8211; به دلایلی که قبلا گذشت &#8211; اتفاق افتاده است . مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبکارانه آمریکا درباره تروریسم است . مجموعه تبلیغات جهانی درباره «تروریسم‏» برای کسی که آن روی سکه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد که فلسطینان، حزب الله و &#8230; تروریست هستند و آمریکا و اسرائیل، از خود دفاع میکنند! تبلیغات جهت‌دار، درباره «مثلث ‏برمودا» و حادثه‏های آن نیز برای برخی افراد بی‏اطلاع و یا افسانه‏گرا، چنین تخیلی را پیش آورده که واقعا در آن جا خبر ویژه‏ای است. برای مثال همین شرایط، زمینه را برای سوءاستفاده برخی از فرصت‏طلبان، فراهم می‏ساخت . آنان با اختفای کشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شرکت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏کردند. سپس همان کشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجددا می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏کردند.<br /> گزارش‏های نظامی :<br /> یکی از مستندات داستان‏سرایان «مثلث‏ برمودا»، گزارش‏های نظامی است . گرچه به نظر می‏رسد بیشتر آنان، ساختگی و بدون مدرک باشد؛ ولی این نکته روشن است که «مسائل نظامی‏» از اخبار سری به شمار می‏رود و در بسیاری از موارد، پس از خبرهای ساختگی نظامی، به جهت ردگم‏ کردن و پوشش دادن به حرکات نظامی، انتشار یافته است . بنابراین در مقوله خبرهای نظامی، باید این مطلب مورد توجه باشد، خصوصاً وقتی سند اخبار رسانه‏ها باشد . از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود که «مثلث ‏برمودا» ، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه‌ساز، باعث ‏شکل‏گیری افسانه‌هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است .<br /> موقعیت جزیره خضراء :<br /> چنانکه پیشتر بیان شد، محل «جزیره خضراء» در دریای سفید (مدیترانه فعلی) است. این وصف، از گذشته‏های بسیار دور، برای این دریا اطلاق می‏شد و هم اکنون نیز به همین نام خوانده می‏شود. دلیل آن نیز رسوبات سفید رنگ بستر دریا است؛ به گونه‏ای که آب آن، سفید به نظر می‏رسد. چنان که دریای سیاه و دریای سرخ نیز به همین دلیل، سیاه و سرخ نامیده شده‏اند . بنابراین محل «جزیره خضراء» در داستان جزیره با سواحل غربی اقیانوس اطلس و جزایر برمودا و امثال آن ارتباطی ندارند .<br /> خدشه بر چهره مهدویت و امام زمان :<br /> گذشته از اشکالات متعدد و تاریخی داستان «جزیره خضراء» ، تطبیق آن بر «مثلث ‏برمودا» علاوه بر آن که ترسیمی نادرست و غیر معتبر است؛ چهره امام زمان (عج) را نیز مخدوش می‏سازد . آنچه در داستان «جزیره خضرا» آمده، آن است که کشتی‏های دشمنان غرق می‏شود؛ نه این که تعداد زیادی هواپیما و کشتی &#8211; آن هم بدون آن که خصومتی داشته باشند &#8211; به قعر دریا فرستاده می‏شوند و یا از صحنه روزگار محو می‏شوند . چنین تصوراتی، اساسا با رسالت امام زمان (عج) و سیره آن حضرت و پدران گرامی‏اش، در تضاد کامل است. چه این که غرق و نابود کردن اموال کسانی که خصومتی با آن حضرت ندارند، کاری نیست که در شان پیشوایان معصوم علیهم السلام باشد . در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت: «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.<br /> بنای بر باد و اقرار بر خداوند :<br /> از جمله گناهان بسیار بزرگ، در واقع نسبت دادن دروغ و افترا، به خداوند و اولیای او است . قرآن مجید در موارد متعددی، این حقیقت را بیان فرموده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا»؛ «چه کسی ستمکارتر است از کسی که به خداوند دروغ ببندد.» اساس داستان «جزیره خضراء»، چیزی نیست که بتوان آن را به امام زمان(عج) نسبت داد و بر حسب موازین شناخته شده، به هیچ وجه قابل اعتماد و استفاده نیست . با وجود این همه ضعف و کاستی، متاسفانه برخی افراد ساده لوح و سطحی‏نگر، نه تنها به این نکته توجه ندارند؛ بلکه با تطبیقی بی‏جا و نامعقول، چهره امام زمان (عج) را مخدوش نموده و آن را به گونه‏ای ترسیم می‏کنند که هیچ نسبتی با شخصیت آن حضرت و پدران گرامی‏اش ندارد . در مورد «جزیره خضراء» و تطبیق نادرست آن بر «برمودا» باید گفت:<br /> ۱- اصل داستان غیر قابل قبول است.<br /> ۲- «جزیره خضراء» در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس.<br /> ۳- وقایع «مثلث ‏برمودا» ساخته رسانه‏های غربی و افسانه‏سازان است.<br /> ۴- بر فرض که افسانه‏های «برمودا» صحیح باشد، هیچ ربطی به امام زمان و مقام آن حضرت ندارد .</p>
<p style="text-align: justify;">پی‏نوشت‏ها :<br /> ۱٫ ر . ک: جزیره‏ خضراء در ترازوی نقد، علامه جعفر مرتضی عاملی/ جزیره‏ خضراء تحریفی در تاریخ شیعه، غلام‏رضا نظری. از آن جا که دیدگاه نگارنده در بررسی این موضوعات قدری با نظر نویسندگان این کتاب‏ها متفاوت بود، پرداختن دوباره به این موضوع را مناسب دانستم .<br /> ۲٫ بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۰ .<br /> ۳٫ کشف الغمة، ج ۱، ص ۴۴۵ .<br /> ۴٫ «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‏.» حجر، ۹ .<br /> ۵٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۷۰ .<br /> ۶٫ تاریخ‏الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج‏۳، ص‏۶۲٫<br /> ۷٫ تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج ۵٫<br /> ۸٫ تاریخ الدولة الفاطمیه، حسن ابراهیم حسن، ص ۱۸۱٫<br /> ۹٫ مرابطین از قبایل بربر مسوفه و لمتونه و جداله از فروع قبیله بزرگ صنهاجه بوده که آن‏ها را ملثمین(به علت این که آن‏ها براى محافظت خود از آفتاب سوزان صحرا، نوعى روبند به صورت مى‏زدند، به ملثمین &#8220;نقابداران یا روبستگان&#8221; معروف شدند) مى‏خواندند. این قبایل در مسافتى میان جنوب مغرب اقصى تا بلاد سودان پراکنده شده بودند. در نیمه قرن پنجم وارد دشت مراکش شدند. اسلام در قرن سوم هجرى در بین آن‏ها گسترش یافته بود. آغاز تحرک سیاسى این قبایل به فعالیت‏هاى رهبر لمتونه: محمد یتفاوت لمتونى برمى‏گردد که این قبایل را متحد ساخت. داماد او: «یحیى بن ابراهیم کُدالى» با هدایت فقیهى مالکى به نام «ابوعمران فاسى» فعالیت‏هاى محمد یتفاوت لمتونى را ادامه داد و به نشر احکام اسلام در بین قبیله خود پرداخت. او از فقیه جوانى به نام «عبدالله‏ بن یاسین» (م۴۶۱ ه) کمک گرفت و براى او رباطى ساخت تا او در آن جا به تبلیغ و هدایت افراد این دو قبیله بپردازد. بعد از مدتى، اولین هسته هزار نفرى از افرادى که از هر حیث به عبدالله‏ سرسپرده بودند شکل گرفت و عبدالله‏ بن یاسین آن‏ها را «مرابطین» نامید. او در طى جنگ‏هایى سراسر صحرا را متصرف شد.<br /> ۱۰٫ اندلس یا تاریخ‏حکومت‏مسلمین در اروپا، ص‏۵٫<br /> ۱۱٫ وفیات الاعیان، ج ۴، ص ۱۴۶٫<br /> ۱۲٫ تاریخ‏اندلس در عهد مرابطین و موحدین، ص ۱۹۵٫<br /> ۱۳٫ تاریخ فتوحات مسلمین در اروپا، ص ۱۶۴٫<br /> ۱۴٫ تاریخ الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ص ۳۰۰٫<br /> ۱۵٫ محمود محبوب، گیتاشناسی کشورها .<br /> ۱۶٫ مهرداد بهرتن، گنجینه فرهنگ و علوم، ج ۱ ص ۴۷ .<br /> ۱۷٫ گیتاشناسی کشورها .</p>
<p style="text-align: justify;">منابع و مآخذ :<br /> کتب:<br /> ۱٫ بحارالانوار، ج ۱٫<br /> ۲٫ کشف الغمة، ج ۱٫<br /> ۳٫ تاریخ‏الاسلام، حسن ابراهیم حسن، ج‏۳٫<br /> ۴٫ تاریخ الدولة الفاطمیه، حسن ابراهیم حسن.<br /> ۵٫ اندلس یا تاریخ‏حکومت‏مسلمین در اروپا.<br /> ۶٫ وفیات الاعیان، ج ۴٫<br /> ۷٫ تاریخ‏اندلس در عهد مرابطین و موحدین.<br /> ۸٫ تاریخ فتوحات مسلمین در اروپا.<br /> ۹٫ محمود محبوب، گیتاشناسی کشورها .<br /> ۱۰٫ مهرداد بهرتن، گنجینه فرهنگ و علوم، ج ۱٫</p>
<p style="text-align: justify;">سایت های اینترنتی :<br /> www.bermuda-online.org</p>
<p style="text-align: left;">ارسال شده توسط کاربر سایت <strong>seyed-aqil</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1044</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشنایی با تصوّف یهود (کابالا)</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1043</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1043#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Apr 2012 08:26:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سید عقیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[اديان]]></category>
		<category><![CDATA[فرق و مذاهب]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[یهودیت]]></category>
		<category><![CDATA[بنی اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[تورات]]></category>
		<category><![CDATA[مصر باستان]]></category>
		<category><![CDATA[موسی (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[کابالا]]></category>
		<category><![CDATA[یهود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1043</guid>
		<description><![CDATA[یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند پیروی می‌کردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر می‌ورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم می‌دادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌های «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی می‌کردند. [آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوة کار ساحران را به مردم یاد می‌دادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند: «ما وسیلة آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفادة ناصواب نکنید.»
سفر خروج عنوان دومین کتاب تورات می‌باشد. در این کتاب به تشریح نحوه خروج بنی‌اسرائیل از مصر تحت حمایت حضرت موسی(ع) و رهایی آنان از ظلم و ستم فرعون پرداخته شده است. فرعون بنی‌اسرائیل را وادار به بردگی نموده بود و به آزادی آنها رضایت نمی‌داد اما با مشاهده معجزات الهی به دست موسی(ع) و بلایایی که بر سر قومش نازل می‌شد، اندک اندک تغییر رفتار داد. به این ترتیب بنی‌اسرائیل شبی گرد هم جمع شدند و از مصر مهاجرت کردند. سپس فرعون به آنها حمله کرد اما خداوند به وسیله معجزات دیگری از طریق موسی(ع) آنها را حفظ کرد. ما شرح قرآن را درباره مهاجرت یهودیان از مصر می‌پذیریم، چون متن تورات بعد از وحی به موسی(ع) دچار تحریف شد. مهم‌ترین استناد بر این مدعا تناقضات بسیاری است که در پنج کتاب تورات: سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه وجود دارد. کتاب سفر تثنیه با شرح مرگ و تدفین موسی(ع) پایان می‌یابد و این گواه مسلمی است بر اینکه بخش مذکور پس از مرگ آن حضرت به کتاب اضافه شده است. در قرآن، دربارة شرح مهاجرت بنی اسرائیل از مصر و در دیگر داستان‌های مربوط به این قوم، اندک تناقضی وجود ندارد. داستان به طور دقیق بیان گردیده و علاوه بر این خداوند حکمت‌ها و اسرار بسیاری در خلال آن آشکار می‌نماید. به همین دلیل با بررسی دقیق آنها به درس‌های بی‌شماری برمی‌خوریم.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">گوساله طلایی :<br /> چنانچه در قرآن آمده است از مهم‌ترین حقایق مربوط به مهاجرت بنی‌اسرائیل از مصر، طغیانشان علیه مذهبی است که خدا به آنها وحی می‌نمود؛ در حالی که قبلاً به کمک خدا از زیر بار ستم فرعون رهایی یافته بودند. بنی‌اسرائیل قادر به درک توحیدی که موسی(ع) از آن سخن می‌گفت نبودند و دمادم به سمت بت‌پرستی گرایش می‌یافتند. قرآن این گرایش را در اینجا توضیح می‌دهد: و ما بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم. آنها در سر راهشان به قومی برخوردند که مشغول پرستش بت‌های خود بودند؛ گفتند: «ای موسی! همچنان که اینها خدایانی برای خود دارند، تو هم برای ما خدایانی معین کن.» موسی گفت: «الحق که شما مردمی نادان هستید [که الطاف و معجزات خداوند یکتا را نادیده می‌گیرید.]» این مردم [بت‌پرست] محکوم به نابودی هستند و اعمالشان نیز باطل است.۱ بنی اسرائیل با وجود هشدارهای موسی(ع) به انحرافات خود ادامه دادند و زمانی که موسی(ع) آنها را ترک کرد تا به تنهایی از کوه سینا بالا رود، این گرایش آشکار گردید. مردی به نام «سامری» با سوء استفاده از غیبت موسی(ع) از خفا بیرون آمد. وی آتش زیر خاکستر تمایل بنی‌اسرائیل به بت‌پرستی را شعله‌ور ساخت و آنها را متقاعد کرد تا مجسمه گوسفندی بسازند و آن را پرستش کنند: موسی خشمگین و غمگین به سوی قوم خود بازگشت و سرزنش‌کنان به قومش گفت: «آیا آفریدگارتان به شما وعده نیکو نداده بود؟ و آیا تحقق این وعده آنچنان طولانی شد [که شما طغیان کردید] یا می‌خواستید غضب آفریدگارتان بر شما نازل شود و لذا وعدة خودتان را با من زیر پا گذاشتید؟<br /> آنها گفتند: «ما به میل و اختیار خودمان عهدشکنی نکردیم. بلکه زینت‌آلاتی را که از فرعونیان به عاریت گرفته بودیم از خود دور ساختیم و این گونه به پیشنهاد و رأی سامری آنها را در کوره آتش افکندیم.» و سامری از آن طلاهای ذوب شده مجسمة یک گوساله را ساخت که صدای گوساله هم از آن شنیده می‌شد و به مردم گفت: «این خدای شما و خدای موسی است و موسی عهد خود را فراموش کرد [و در کوه طور دنبال خدای دیگری است»].۲<br /> چرا بنی‌اسرائیل چنین گرایش پایداری به برافراشتن بت‌ها و پرستش آنها داشتند؟ منبع این میل چه بود؟ واضح است جامعه‌ای که قبلاً هرگز به بت‌پرستی اعتقاد نداشته، به ناگهان دست بر رفتار پوچ و بی‌معنایی چون ساختن بت و پرستش آن نمی‌زند. تنها کسانی که بت‌پرستی میل طبیعی در درونشان است ممکن است به آن ایمان آورند. با این حال بنی‌اسرائیل مردمی بودند که از زمان جدشان ـ ابراهیم(ع) ـ به خدای واحد ایمان داشتند. نام «اسرائیل» یا «پسران اسرائیل» اولین بار به فرزندان یعقوب(ع) ـ نوه ابراهیم(ع) ـ اطلاق گردید و بعدها به همه یهودیان تعمیم داده شد. بنی‌اسرائیل (یهودیان) از ایمان توحیدی که از اجداد خویش: ابراهیم، اسحاق و یعقوب(ع) به ارث برده بودند، حفاظت می‌کردند. آنها با یوسف(ع) به مصر رفتند و با اینکه در میان مصریان بت‌پرست می‌زیستند، مدت‌های مدید از ایمان خویش محافظت نمودند. از داستان‌های قرآن چنین برمی‌آید که آنان در زمانی که موسی(ع) بر آنها ظهور کرد مؤمن به خدای واحد بودند. تنها تفسیری که می‌توان کرد این است که بنی‌اسرائیل با وجود آنکه به ایمان توحیدی خود بسیار وابسته بودند، تحت تأثیر مردم کافری که در میان آنها زندگی می‌کردند قرار گرفتند و شروع به تقلید از آنها و جایگزین ساختن مذهب وحیانی خود با بت‌پرستی اقوام بیگانه نمودند. با نگاه به اسناد تاریخی پی می‌بریم که قوم کافر تأثیرگذار بر بنی‌اسرائیل، متعلق به مصر باستان بود. گواه مهم ما بر این نتیجه‌گیری این است که گوسالة طلایی که بنی‌اسرائیل در زمان غیبت موسی(ع) عبادت کردند، در حقیقت نسخه عینی از «هاثر» (Hathor) و «افیس» (Aphis)، بت‌های مصریان بود. «ریچارد رایفد»، نویسنده مسیحی کتاب زمان طولانی زیر آفتاب در کتاب خود می‌نویسد: هاثر و افیس، خدایان گاو نر و ماده، نماد خورشیدپرستی بودند. پرستش این خدایان تنها یک مرحله از تاریخ طولانی خورشیدپرستی مصر می‌باشد. گوساله طلایی کوه سینا مدرک کاملاً اثبات شده این موضوع است که ضیافت ذکر شده به خورشیدپرستی مربوط بوده است.۳<br /> نفوذ بت‌پرستی مصر به بنی‌اسرائیل در مراحل متفاوتی روی داد. در نتیجة رویارویی با مردم کامر، طولی نکشید که میل به عقاید رافضی ظاهر گشت و همان طور که در آیة بالا بیان شد، آنچه آنها به پیامبر خود گفتند: ای موسی! همچنانکه خدایانی برای خود دارند، تو هم برای ما خدایانی معین کن. تا ما خدا را آشکارا به چشم خود نبینیم حرف‌های تو را باور نمی‌کنیم.۴ آشکار می‌کند که به پرستش موجودی مادی که قابل دیدن باشد گرایش داشتند؛ درست همانند آنچه مصریان می‌پرستیدند. گرایش بنی‌اسرائیل به بت‌پرستی مصر باستان بسیار بااهمیت است و بینش خاصی را در ارتباط با تحریف متن تورات و مبادی کابالا برای ما فراهم می‌آورد. زمانی که به دقت به این دو موضوع توجه می‌کنیم، خواهیم دید که در سر منشأ بت‌پرستی مصر باستان، فلسفة مادی‌گرا وجود دارد.<br /> از مصر باستان تا کابالا :<br /> بنی‌اسرائیل زمانی که موسی(ع) هنوز در قید حیات بود شروع به ساختن شبه بت‌هایی از آنچه در مصر دیده بودند کردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسی(ع) دیگر ترسی از برگشتن از دین و انحرافات نداشتند. مسلماً این موضوع را نمی‌توان به همه یهودیان تعمیم داد، لذا بعضی از آنان بت‌پرستی مصر باستان را پذیرا شدند. در واقع آنان عقاید «کاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را که بنیاد عقاید اجتماعی آن زمان را تشکیل می‌داد ادامه دادند و ایمان خود را کنار گذاردند. عقایدی که یهود از مصر باستان با آن آشنا گردید «کابالا» نام داشت. ساختار کابالا درست مانند نظام کاهنان مصر، سری و درونی بود و اساس آن را جادوگری تشکیل می‌داد. جالب‌توجه است که توضیح کابالا دربارة آفرینش با آنچه در تورات موجود است، کاملاً متفاوت می‌باشد و تفسیری مادی‌گرا و مبتنی بر عقاید مصر باستان بوده و به وجود ابدی ماده عقیده دارد. «مورات از جن» فراماسون ترک در این باره می‌گوید: پیداست که کابالا سال‌ها قبل از تورات به وجود آمد. مهم‌ترین بخش تورات نظریه‌ای دربارة پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت می‌باشد. بر اساس کابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگی‌های مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها ۳۲ تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومة شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا این مشخصه کابالا نشان می‌دهد که به اصول اعتقادی نجومی مربوط است&#8230; . بنابراین کابالا از مذهب یهود بسیار فاصله دارد و بیشتر با مذاهب مرموز و کهن شرق مرتبط است.۵ یهودیان با پذیرش عقایدی سری و مادی‌گرای مربوط به مصر باستان که بر جادوگری استوار بودند، از احکام تورات چشم‌پوشی نمودند. ایشان شعائر و آداب سحرآمیز دیگر بت‌پرستان را پذیرا شدند و در نتیجه کابالا به تعالیمی پنهانی در یهودیت مبدل شد، اما با تورات مغایر بود. «نستا، اچ، وبستر» نویسنده انگلیسی کتاب جوامع مخفی و جنبش‌های ویرانگر می‌نویسد: جادوگری را که ما می‌شناسیم کنعانیان قبل از اشغال فلسطین توسط بنی اسرائیل اجرا می‌کردند. مصر، هندوستان و یونان نیز طالع‌بینان و غیب‌گویان خود را داشتند. یهودیان با وجود لعن و نفرین‌هایی که در قانون موسی(ع) علیه جادوگری وجود دارد با نادیده گرفتن هشدارها، گرفتار این بیماری مسری شدند و با تدبیر خود سنت مقدسی را که به ارث برده بودند با عقاید جادوگری که از دیگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند همزمان جنبة فکری کابالای یهودی از فلسفة مجوسیان ایران، نئوافلاطونیان و نئوفیثاغورثیان گرفته شد. پس مباحث ضد کابالاها که می‌گویند آنچه ما امروز از کابالا می‌دانیم صددرصد یهودی نیست توجیه پذیر است.۶<br /> در قرآن آیه‌ای وجود دارد که به این موضوع اشاره می‌کند. خداوند می‌گوید بنی‌اسرائیل تشریفات و آیین‌های جادوگری و شیطانی را از منابعی خارج از مذهب خویش گرفتند؛ یهود از کار و امداد جادوگری که شیاطین در عصر سلیمان برای مردم می‌خواندند و یاد می‌دادند پیروی می‌کردند [و آنها را برای پیشبرد مقاصد خود به کار می‌گرفتند] سلیمان هرگز به سحر و کفر آلوده نشد، لیکن شیاطین کفر می‌ورزیدند و مردم را سحر و جادوگری تعلیم می‌دادند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل به نام‌های «هاروت» و «ماروت» نازل شد، پیروی می‌کردند. [آن دو فرشته از طریق باطل کردن سحر، ناچار شیوة کار ساحران را به مردم یاد می‌دادند.] و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند مگر اینکه قبلاً به او می‌گفتند: «ما وسیلة آزمایش شما هستیم، کافر نشوید و از این تعلیمات استفادة ناصواب نکنید.» ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی از جادوگری می آموختند که می‌توانستند میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. آنها [علی رغم نصایح فرشتگان] همان درس‌هایی را می‌آموختند که به جای سود برای آنها ضرر داشت ولی جز به اذن و خواست خداوند نمی‌توانستند به آدم‌ها ضرری بزنند و آنها خود می‌دانستند که هر کس خریدار متاع جادو باشد در آخرت بهره‌ای از بهشت نصیب او نخواهد شد و بسیار بد بود بهایی که [آیندة] خود را بدان می‌فروختند، اگر عقل خود را به کار می‌بستند.۷<br /> این آیه اعلام می‌کند که برخی یهودیان، با آنکه می‌دانستند با کار خود در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت، آداب جادوگری را آموختند و پذیرا شدند. بنابراین از قانون خداوند گمراه گشتند و با فروش روح خود به بت‌پرستی گرفتار شدند (عقاید جادویی) و به عبارت دیگر ایمان خود را رها کردند. حقایق این آیه مهم‌ترین خصوصیات یک جدال را در تاریخ یهود شرح می‌دهد. در این جدال از یک سو پیامبرانی که از سوی خدا برای یهودیان فرستاده شده بودند و پیروان آنان قرار داشتند و از سوی دیگر یهودیان مغرض که برخلاف فرمان خداوند عمل کردند، به تقلید از فرهنگ شرک‌آمیز پرداختند و به جای پیروی از قانون خداوند از آداب فرهنگی آنان پیروی نمودند.<br /> اصول الحادی که به تورات افزوده شد :<br /> قابل توجه است که در کتاب عهد قدیم (کتاب مقدس یهودیان) به گناهان یهودیان منحرف اشاره شده است. در کتاب نحمیا، که نوعی کتاب تاریخی در میان عهد عتیق می‌باشد، یهودیان به گناهان خویش اعتراف و چنین به توبه می‌نماید: و بنی‌اسرائیل خویشتن را در جمیع غرباء جدا نموده، ایستادند و به گناهان خود و تقصیرهای پدران خویش اعتراف کردند و در جای خود ایستاده، یک ربع روز کتاب تورات «یهوه» ـ خدای خود ـ را خواندند و ربع دیگر را اعتراف نموده و یهوه ـ خدای خود را عبادت نمودند و شیوع و بانی و قدیئیل و شنیا و بنی و شربیا و بانی و کنانی بر زمینه لاریان ایستادند و به آواز بلند نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند.۸ و آنان [پدران ما] بر تو فتنه انگیخته و تمرد نموده، شریعت تو را پشت سر خود انداختند و انبیای تو را که برای ایشان شهادت می‌آورند، تا به سوی تا بازگشت نمایند، کشتند و اهانت عظیمی به عمل آوردند. آنگاه تو ایشان را به دست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را به تنگ آورند و در حین تنگی خویش نزد تو استغاثه نمودندو ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیم خود نجات دهندگان به ایشان دادی که ایشان را از دست دشمنانشان رهانیدند. اما چون استراحت یافتند، بار دیگر به حضرت تو شرارت ورزیدند و ایشان را به دست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلط یافتند و چون باز نزد تو استغاثه نمودند ایشان را از آسمان اجابت نمودی و بر حسب رحمت‌های عظیمت بارهای بسیار ایشان را رهایی دادی و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را به شریعت خود برگردانی اما ایشان متکبرانه رفتار نموده اوامر تو را اطاعت نکردند و به احکام تو که هر که آنها را به جا آورد از آنها زنده می‌ماند، خطا ورزیدند که و دوش‌های خود را معاند و گردن‌های خویش را سخت نموده اطاعت نکردند. &#8230; اما بر حسب رحمت‌های عظیم خود تمام ایشان را فانی نساختی و ترک نمودی زیرا خدای کریم و رحیم هستی.۹ و الان ای خدای ما، ای خدای عظیم، جبار و مهیب که عهد و زحمت را نگاه می‌داری، زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان آشور تا امروز مستولی شده است در نظر تو قلیل ننماید. و تو در تمامی این چیزهایی که بر ما وارد شده است عادل هستی زیرا تو به راستی عمل نمودی اما ما شرارت ورزیده‌ایم. و پادشاهان و سروران و کاهنان و پدران ما به شریعت تو عمل ننمودند و به اوامر و شهادت تو که به ایشان امر فرمودی گوش ندادند. و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که به ایشان نمودی و در زمین وسیع و برومند که پیش روی ایشان نهاده تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند.۱۰ این عبارات میل بعضی از یهودیان را به بازگشت به ایمان به خدا شرح می‌دهد اما در طول تاریخ یهود به تدریج بخش دیگری قدرت یافت و توانست بر یهودیان چیره شود و بعدها خود مذهب را کاملاً دگرگون ساخت. به همین دلیل در تورات و در دیگر کتب عهد قدیم، علاوه بر آنچه در بالا ذکر شد، عناصری وجود دارد که از تعالیم بدعت‌آمیز بت‌پرستان نشأت گرفته‌اند. به عنوان نمونه؛<br /> ـ در کتاب اول تورات گفته شده «خدا جهان را در شش روز از هیچ آفرید.» این درست و از وحی اولیه به دست آمده است. اما سپس می‌گوید: «خدا در روز هفتم به استراحت پرداخت.» این بخش ادعایی کاملاً ساختگی است و با عقیده الحادی که صفات انسانی را به خداوند نسبت می‌دهد منطبق می‌باشد. خداوند در آیه‌ای از قرآن می‌گوید:<br /> و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که بین آنهاست، در مدت شش روز آفریدیم و این کار بر ما سخت و خستگی‌آور نبود.۱۱<br /> ـ در دیگر بخش‌های تورات نیز نوشته‌هایی وجود دارد که با احترام شایسته مقام خداوند سازگاری ندارد، به ویژه بخش‌هایی که ضعف‌های انسان به دروغ به خداوند نسبت داده شده‌اند و خداوند مسلماً فراتر از اینهاست. این نوع قائل شدن جنبة انسانی برای خداوند شبیه عمل کافران است که ضعف‌های بشری را به خداوند موهوم خود نسبت می‌دادند.<br /> یکی از این ادعاهای کفرآمیز آن است که ادعا می‌کند یعقوب(ع) ـ جد بنی‌اسرائیل ـ با خداوند کشتی گرفت و پیروز گشت. روشن است که این داستان برای بخشیدن برتری قومی به بنی‌اسرائیل و به تقلید از احساسات نژادپرستانه شایع در میان کافران ساخته شده است.<br /> ـ در کتاب عهد قدیم گرایش به معرفی خدا به عنوان خدای یک قوم خاص وجود دارد که تنها خدای بنی‌اسرائیل است، با اینکه خداوند، رب و پروردگار جهان و همة انسان‌ها می‌باشد. اندیشه مذهب قومی در کتاب عهد قدیم با گرایشات الحادی که در آن هر قبیله خدای خود را عبادت می‌کند، مطابقت می‌نماید.<br /> ـ در بعضی کتب عهد قدیم، به عنوان نمونه کتاب یوشع بن نون(ع)، یهودیان به انجام اعمال خشونت‌آمیز و موحش علیه غیریهودیان امر شده‌اند. فرمان به قتل‌عام مردم بدون توجه به زنان و کودکان یا سالخوردگان داده شده است. این نوع وحشی‌گری بی‌رحمانه کاملاً برخلاف عدالت خداوند است و یادآور بربریت فرهنگ‌های ملحدی که خدای اسطوره‌ای جنگ را می‌پرستیدند، می‌باشد. چرا این عقاید به تورات رسوخ کرده‌اند؟ حتماً باید منبعی برای آنها وجود داشته باشد. حتماً یهودیانی بوده‌اند که نسبتی بیگانه از تورات را پذیرفته‌اند، محترم شمرده‌اند و احکام ناب را با اضافه کردن آنچه در گذشته به آن برخوردند، تغییر داده‌اند.<br /> در حقیقت مبدأ این تغییر، کابالاست که به کمک بعضی یهودیان ادامه یافت. کابالا شکلی به خود گرفت که باعث شد عقاید مصریان باستان و دیگر بت‌پرستان به یهودیت نفوذ نماید و در آن گسترش یابد. کابالیست‌ها ادعا می‌کنند کابالا تنها به توضیح بیشتر رازهای نهفته در تورات می‌پردازد. اما در واقع چنانکه «تئودور ریناچ» مورخ یهودی کابالا می‌گوید، «کابالا سمی است که به رگ‌های یهودیت وارد می‌شود و آن را کاملاً در بر می‌گیرد.»۱۲ بنابراین کشف آثار ایدئولوژی‌های مادی‌گرای مصریان باستان در کابالا غیرممکن نیست.<br /> کابالا، تعالیمی مخالف اصول آفرینش :<br /> خداوند در قرآن بیان می‌کند که تورات کتابی الهی است و برای روشنگری انسان‌ها نازل شده است: ما تورات را که در آن هدایت و نور بود، [بر موسی] نازل فرمودیم.۱۳بنابراین تورات نیز چون قرآن دربردارنده علوم و فرامین مرتبط با موضوعاتی چون وجود خداوند، یگانگی او، خصوصیات او، آفرینش بشر و سایر موجودات، هدف از آفرینش انسان و قوانین اخلاقی خداوند برای بشر می‌باشد. اما تورات اصلی، امروز موجود نیست. آنچه امروز در اختیار داریم نسخة تغییر یافته تورات می‌باشد که به دست بشر تحریف شده است. قابل توجه است که تورات واقعی و قرآن اصول مشترکی دارند؛ در هر دو خداوند به عنوان خالق جهان شناخته شده، مطلق است و از آغاز وجود داشته است. هر چه غیر از خدا مخلوق اوست که توسط او از هیچ به وجود آمده است. او کل جهان، اجرام آسمانی، ماده بی‌جان، بشر و همه موجودات زنده را خلق کرده و شکل داده است.<br /> با توجه به این حقایق در کابالا به تفاسیر کاملاً متفاوتی برمی‌خوریم. تعالیم آن دربارة خدا کاملاً مخالف «حقیقت آفرینش» است. محقق آمریکایی «لنس اس. اوینز» در یکی از کتب خود دربارة کابالا دیدگاه خویش را دربارة ریشة احتمالی این تعالیم چنین بیان می‌کند: تعالیم کابالا مفاهیم مختلفی دربارة خدا ارائه می‌دهد که بسیاری از آنها از دیدگاه «ارتودوکس» منحرف شناخته شده‌اند. اصلی‌ترین انگارة دین یهود این است که «خدای ما یکی است.» اما کابالا ادعا می‌کند در حالیکه خدا در درجة اعلی و به صورت یگانه‌ای توصیف‌ناپذیر ـ که در کابالا Einsof به معنای «لایتناهی» نامیده می‌شود ـ وجود دارد، یکتاییش لزوماً در تعداد زیادی صورت الهی تجلی یافته: تعدد خدایان کابالیست‌ها این را «سیفراث» (sefrroth) به معنای چهره‌های خدا می‌نامند، چگونگی نزول خداوند از مقام یکتای لایتناهی به تعدد خدایان، معمایی است که کابالیست‌ها بسیار در آن تعمق کرده‌اند. بدیهی است که این تصویر چند چهره از خدا راه را برای مشرک خواندن کابالیست‌ها باز می‌کند؛ اتهامی که آنها را به تندی و نه کاملاً با موفقیت رد کرده‌اند. در خداشناسی کابالیست‌ها نه تنها دیدگاه تکثر خدایان وجود دارد بلکه خداوند صورت دوگانه مذکر و مؤنث به خود گرفته: &#8220;Hokhmah&#8221;، &#8220;Binah&#8221;: پدر و مادر آسمانی که اولین شکل‌های خدایی بودند. کابالیست‌ها برای توضیح چگونگی آمیزش این دو و ایجاد آفرینش بعدی، صراحتاً از استعاره‌های جنسی استفاده می‌کنند. از خصایص جالب این خداشناسی سری این است که بر مبنای آن بشر خلق شده بلکه خود به گونه‌ای موجودی خدایی است. اوینز این اسطوره را چنین تشریح می‌نماید: کابالا تصویر پیچیده خدا را به گونة دیگری نیز نشان می‌دهد: موجود یگانه‌ای شبیه انسان، به گفتة یک کابالیست خداوند اولین انسان ازلی و نمونة اولیة آن بود. انسان خصوصیات درونی، ابدی و الهی و ساختاری مشترکی با خدا دارد. یک رمز شکاف کابالیست این برابری آدم با خدا را تأیید می‌کند و می‌گوید: در زبان عربی ارزش عددی اسامی آدم و یهوه به صورت یکسان ۴۵ است. بنابراین بر اساس تغییر کابالا یهوه مساوی است با آدم؛ یعنی آدم خدا بود. به این ترتیب اعلام می‌شود که همة انسان‌ها در بالاترین درجة درک مانند خدا بوده‌اند.<br /> چنین خداشناسی، گونه‌ای از اسطوره‌های الحادی را در بر دارد و اساس انحطاط یهود است. کابالیست‌های یهودی مرزهای عقل سلیم را چنان نقض کرده‌اند که حتی می‌کوشند بشر را خدا بخوانند. به علاوه بر اساس این، الهیات بشریت نه تنها خدایی است بلکه فقط و فقط یهودیان را شامل می‌شود و دیگر اقوام انسان به شمار نمی‌روند. در نتیجة این اندیشة فاسد در یهودیت که اساساً بر مبنای اطاعت و فرمانبرداری از خدا بنا شده بود، گسترش یافت و هدفش اقناع خودبینی و غرور یهودی بود. کابالا علی رغم این طبیعت خود که با تورات متناقض بود، در یهودیت راه یافت و شروع به فاسد کردن آن نمود. یک نکته جالب توجه دیگر دربارة تعالیم منحرف کابالا، شباهت آن به انگاره‌های کفرآمیز مصر باستان است. چنانکه در صفحات قبل بحث نمودیم، مصریان باستان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته. به عبارت دیگر این اندیشه را که ماده از هیچ به وجود آمده مردود می‌دانستند. کابالا نیز از همین عقیده دربارة انسان دفاع می‌کند و مدعی است انسان‌ها خلق نشده‌اند و عهده‌دار تنظیم و ادارة وجود خود می‌باشند.<br /> به عبارت امروزی، مصریان باستان مادی‌گرا بودند، کابالا را می‌توان «اومانیسم سکولار» نامید جالب توجه است که این دو مفهوم: ماده‌گرایی و اومانیسم سکولار، از ایدئولوژی‌هایی می‌باشند که دو قرن است بر جهان حکمرانی می‌کنند. باید پرسید چه نیروهایی وجود دارند که مفاهیم مصر باستان و کابالا را از میان تاریخ کهن به زمان حاضر منتقل کرده‌اند؟<br /> از شوالیه‌های مصر تا ماسون‌ها :<br /> با اشاره به شوالیه‌های معبد دانستیم که این نظام عجیب صلیبیان تحت تأثیر یک نهاد سرّی در اورشلیم قرار داشت که در نتیجة آن مسیحیت را رها نمود و به اجرای آداب جادوگری پرداخت. گفتیم که بسیاری از محققان به این نتیجه رسیده‌اند که این سر به کابالا مربوط می‌شود. به عنوان مثال «الیمنس لیوای» نویسندة فرانسوی کتاب تاریخ جادوگری، شواهد تفضیلی در این کتاب ارائه می‌دهد و اثبات می‌کند، شوالیه‌های معبد اولین گام را در پذیرش تعالیم کابالا برداشتند؛ به عبارت دیگر آنها این تعالیم را به صورت مخفیانه آموختند.۱۴ بنابراین اصولی ریشه‌دار مصر باستان به کمک کابالا به شوالیه‌های معبد منتقل شد. «آمبرتوایکو» رمان‌نویس معروف ایتالیایی این حقایق را در چهارچوب یکی از رمان‌های خود نمودار می‌سازد. او در داستان خود از زبان شخصیت اصلی چنین بیان می‌کند که شوالیه‌های معبد تحت تأثیر کابالا قرار داشتند و کابالیست‌ها صاحب رمزی بودند که در فراعنه مصر باستان قابل ردیابی است. به نوشتة ایکو، بعضی یهودیان سربسته رموز خاص را آموختند و سپس آنها را در پنج کتاب عهد عتیق (اسناد پنج‌گانه) جا دادند. اما تنها کابالیست‌ها این رمز را که پنهانی انتقال یافته درک می‌کنند. کتاب زهر که کتاب اصلی کابالا می‌باشد با اسرار این پنج کتاب ارتباط دارد. ایکو بعد از بیان اینکه کابالیست‌ها قادرند راز مصر باستان را در اندازه‌گیری‌های هندسی معبد سلیمان نیز بخوانند، می‌نویسند شوالیه‌های معبد آن‌را از خاخام‌های کابالیست اورشلیم آموختند: فقط گروه اندکی از خاخام‌ها که در فلسطین باقی ماندند از سرّ آگاه بودند&#8230; و بعدها شوالیه‌های معبد آن را از آنان آموختند.۱۵ شوالیه‌های معبد با پذیرش مفاهیم کابالا طبیعتاً با بنیاد مسیحی حاکم بر اروپا سر ناسازگاری یافتند. این ناسازگاری با نیروی مهم دیگری مشترک بود؛ یهودیان. بعد از بازداشت شوالیه‌های معبد به دستور مشترک پادشاه فرانسه و پاپ در سال ۱۳۰۷، نظام ساختاری زیرزمینی به خود گرفت اما تأثیرش به صورت افراطی‌تر همچنان ادامه یافت. چنانچه قبلاً گفتیم شمار قابل توجهی از این افراد گریختند و به پادشاه اسکاتلند ـ تنها پادشاهی که مرجعیت پاپ را قبول نداشت ـ پناه بردند. آنها در اسکاتلند به «لژ وال بیلدرز» نفوذ کردند و در اندک زمانی بر آن تسلط یافتند، لژ سنن نظام معبد را به خود گرفت و به این ترتیب بذر فراماسونری در اسکاتلند کاشته شد. هنوز هم تا به امروز «لژ کهن اسکاتلند» شاخه اصلی فراماسونری به شمار می‌رود. رد پای شوالیه‌های معبد و بعضی یهودیان مرتبط با آنها در مراحل گوناگون تاریخ اروپا قابل ردیابی است. در اینجا بدون پرداختن به جزئیات تنها سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم. موارد در کتاب نظم نوین ماسونی بررسی شده‌اند.<br /> یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های شوالیه‌های معبد در منطقه پراونیس فرانسه قرار داشت. طی بازداشت‌ها، بسیاری در آنجا مخفی شدند. از خصوصیات مهم دیگر این منطقه این است که مرموزترین مرکز کابالیسم اروپا می‌باشد. پراوینس جایی بود که سنت شفاهی کابالا به کتاب تبدیل شد و ثبت گردید. به عقیدة بعضی مورخان شورش روستایی انگلستان در سال ۱۳۸۱ به کمک یک سازمان مخفی شعله‌ور شد. محققانی که تاریخ فراماسونری را مطالعه می‌کنند. همگی بر این باورند که این سازمان مخفی نظام معبد بوده است. جنبش ذکر شده بزرگ‌تر از یک قیام داخلی و حماسه‌ای سازمان یافته علیه کلیسای کاتولیک بود. نیم قرن پس از این شورش، یک کشیش در بوهیما (جنوب اطریش) به نام «جان هاس» (John Huss) شورشی را در مخالفت با کلیسای کاتولیک آغاز کرد. در پشت پرده این شورش نیز شوالیه‌های معبد قرار داشتند. «اویگدور بن آیزاک کارا» (Avigdor Ben Isaac Kara)، از مهم‌ترین نام‌هایی بود که هاس در توسعه دکترین خویش تحت تأثیر آن قرار داشت. کارا، خاخام انجمن یهودی شهر پراگ و یک کابالیست بود. نمونه‌هایی از این قبیل، حکایت از اتحاد میان شوالیه‌های معبد و کابالیست‌ها جهت تغییر نظام اجتماعی اروپا می‌کند. این تغییر موجب دگرگونی فرهنگ مسیحی پایه‌ای اروپا و جایگزینی آن با فرهنگی مبتنی بر مفاهیم الحادی مانند کابالا گردید. و بعد از دگرگونی فرهنگی دگرگونی سیاسی به میان آمد؛ مثلاً انقلاب فرانسه و ایتالیا و&#8230; . در فصول آینده نگاهی به نقاط تحول مهم تاریخ اروپا خواهیم انداخت. در همه مراحل با حقیقتی روبه‌رو می‌شویم که از وجود نیرویی حکایت می‌کند که هدفش منحرف ساختن اروپا از میراث مسیحی خود و جایگزینی آن با ایدئولوژی سکولار است و با این برنامه نیتی جز نابودی نهادهای مذهبی آن را ندارد. این نیرو تلاش کرد اروپا را به قبول تعالیمی که به کمک کابالا از مصر باستان دست به دست گشته‌اند وادار کند. همانطور که قبلاً اشاره کردیم اساس این تعالیم را در دو گرایش مهم تشکیل می‌دهند: اومانیسم و مادی‌گرایی.</p>
<p style="text-align: justify;">پی‌نوشت‌ها:<br /> ۱٫ سورة اعراف (۷)، آیة ۱۳۸ و ۱۳۹٫<br /> ۲٫ سورة طه (۲۰)، آیات ۸۶ تا ۸۸٫<br /> ۳٫Richard Rives, Too Long in the Sun, Partakers Pub., 1996, pp. 130-31.<br /> 4. سورة بقره (۲)، آیة ۵۵٫<br /> ۵٫ Murat Ozgen Ayfer, Masonluk Nedir ve Nasildir What is Freemasonry, Istanbul, 1992, pp. 298-299.<br /> 6. Nesta H. Webster, Secret Societes And Subversive Mouements.<br /> 7. سورة بقره (۲)، آیة ۱۰۲٫<br /> ۸٫ نحمیا، باب نهم، آیات ۲ـ۴٫<br /> ۹٫ نحمیا، باب نهم، آیات ۲۶ـ۲۹٫<br /> ۱۰٫ نحمیا، باب نهم، آیات ۳۱ـ۳۵٫<br /> ۱۱٫ سورة ق (۵۰)، آیة ۳۸٫<br /> ۱۲٫Mesta H. Webster, Secret Societies And Subversive Movements p. 299.<br /> 13. سورة مائده (۵)، آیة ۴۴٫<br /> ۱۴٫ Eliphas Levi, Histoere de la Magie, p. 273; Nesta H. Webster, Secret Societies And Subversive Movments.<br /> 15. Umberto Eco, Foucault,s Penbulum, Translated from the Italian by William Weaver, p. 450.</p>
<p style="text-align: justify;">منابع و مآخذ :<br /> کتب :<br /> ۱٫ قرآن کریم<br /> ۲٫ کتاب مقدس (عهد عتیق)<br /> ۳٫, Istanbul, 1992 Murat Ozgen Ayfer, Masonluk Nedir ve Nasildir What is Freemasonry<br /> 4. Mesta H. Webster, Secret Societies And Subversive Movements<br /> 5. de la Magie Movments Secret Societies And Subversive, Eliphas Levi, Histoere<br /> 6. Umberto Eco, Foucault,s Penbulum, Translated from the Italian by William Weaver</p>
<p style="text-align: left;">ارسال شده توسط کاربر سایت <strong>seyed-aqil</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1043</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه غریب است هنگامه رفتن تو ای بهار کوتاه، یا ابا محمد!</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1038</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1038#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 15:27:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر سایت</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلايد]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه‌نامه‌ها و اطلاعیه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تسليت امام حسن عسكري]]></category>
		<category><![CDATA[تسليت به امام زمان]]></category>
		<category><![CDATA[پيام تسليت امام حسن عسكري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1038</guid>
		<description><![CDATA[هنوز کوچه‌های مدینه و سامرا، تو را در ذهن خود مرور میکنند. پرنده خوش‌نوای معرفتت را آن هنگام که در تنگنای زندان به بند کشیدند، گویا چشمانشان توان دیدن نور هدایتت را نداشت؛ گر چه مرغ خوشخوان علم و حکمتت، عباسیان را نیز محتاج محضرت کرده بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><a class="size-medium wp-image-1040" title="شهادت امام حسن عسکری (ع)"><img class="size-medium wp-image-1040 aligncenter" title="شهادت امام حسن عسکری (ع)" src="http://www.almonji.ir/wp-content/uploads/2012/01/Tasliat-300x194.jpg" alt="شهادت امام حسن عسکری (ع)" width="300" height="194" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center"><span style="color: #800040;">ای در جگـر شیعه شررهای غم تو</span></p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">ای ارث تـو از مادر تو عمر کم تو</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">با آنکه بـوَد عـرش به ظلِّ علم تو</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">خـم شـد کمـر چـرخ ز بار الم تو</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">دارند به یادت همه در سینه فغان‌ها</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">با آنکه وجودت همه جا تحت نظـر بـود</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">از نـور تـو لبریـز دل جـن و بـشر بـود</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">وز علم تـو دشمن را احسـاس خطر بود</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">هر جا که خبـر بـود، فقط از تو خبر بود</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">پیوسته تو را قوت و غذا خون جگـر بود</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">پر بود دلـت روز و شب از درد نهـان‌ها</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">افسوس که شد گلشن عمـر تـو خزانی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">آه ای جگرت سـوخته از سـوز نهانی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">دادنـد تــو را زهـر در ایـام جـوانی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">جان شـد به لبت از ستم دشمن جانی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">شد کار محبـان ز غمت مرثیه‌خـوانی</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">جوشید شرار از نفس مرثیه‌خوان‌هـا</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">بگذار که بـا سـوز جگـر یـار تـو باشم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">بگـذار کـه پیوستــه گرفتـار تـو باشم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">هر چند که خوارم چه شود خار تو باشم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">افتــاده بــه خـاک ره زوّار تـو باشم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">بــا مهــدی موعـود عـزادار تو باشم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">هـر چنـد بوَد شرح غمت فوق بیان‌ها</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">مـن «میثمـم» و شیفتـه ی دار شمــایم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">مـداح شمـا نـه سـگ دربـار شمایم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">یـک عمـر گـدای سر بـازار شمایم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">خود هیچم و بـا هیچ، خریدار شمایم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">گفتـم کـه شـوم یار شما، عار شمایم</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">دارم بـه سـر شانه بسی کوه زیان‌ها</p>
<p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1038</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسابقه پیامک «مهدویت- ۴» در دانشگاه پیام‌نور فارس برگزار می‌شود</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1023</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1023#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Sep 2011 09:55:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[دارد]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[راستای]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[ظهور]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[فارس]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[می‌شود]]></category>
		<category><![CDATA[نظر]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[پیامک]]></category>
		<category><![CDATA[پیام‌نور]]></category>
		<category><![CDATA[کند]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[۴]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1023</guid>
		<description><![CDATA[دانشگاه پیام‌نور استان فارس در راستای توسعه فرهنگ مهدویت در نظر دارد مسابقه پیامک «انتظار ظهور» را برگزار کند. دانشجویان علاقمند به شرکت در این مسابقه می توانند با مراجعه به سایت اینترنتی farspnu.ir از جزئیات سئوالات مسابقه اطلاع یابند. علاقمندان می توانند شماره پاسخ صحیح را حداکثر تا ۳۱ شهریور ماه به شماره ۳۰۰۰۳۲۷۵ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">دانشگاه پیام‌نور استان فارس در راستای توسعه فرهنگ مهدویت در نظر دارد مسابقه پیامک «انتظار ظهور» را برگزار کند.</p>
<p>دانشجویان علاقمند به شرکت در این مسابقه می توانند با مراجعه به سایت اینترنتی farspnu.ir از جزئیات سئوالات مسابقه اطلاع یابند.</p>
<p>علاقمندان می توانند شماره پاسخ صحیح را حداکثر تا ۳۱ شهریور ماه به شماره ۳۰۰۰۳۲۷۵ (صرفا عدد پاسخ) پیامک کنند، به برگزیدگان جوایزی اهدا خواهد شد.</p>
<p style="text-align: left"><strong>مرجع : خبرگزاری دانشجو</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1023</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسابقه پیامکی «انتظار ظهور» برگزار می شود</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1016</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1016#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Sep 2011 17:35:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[دارد]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[راستای]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[شود]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[ظهور]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[فارس]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[كند]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نظر]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نور]]></category>
		<category><![CDATA[پیام]]></category>
		<category><![CDATA[پیامکي]]></category>
		<category><![CDATA[پیامکی]]></category>
		<category><![CDATA[پیام‌نور]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1016</guid>
		<description><![CDATA[دانشگاه پیام نور استان فارس در راستای توسعه فرهنگ مهدویت در نظر دارد مسابقه پیامکی «انتظار ظهور» را برگزار کند. دانشجویان علاقه مند به شرکت در این مسابقه می توانند با مراجعه به سایت اینترنتیfarspnu.ir از جزئیات سوالات مسابقه اطلاع یابند. بنابراین گزارش، سوال شماره ۳ این مسابقه برگرفته از کتاب «خورشید مغرب» نوشته محمدرضا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify">دانشگاه پیام نور استان فارس در راستای توسعه فرهنگ مهدویت در نظر دارد مسابقه پیامکی «انتظار ظهور» را برگزار کند.</p>
<p>دانشجویان علاقه مند به شرکت در این مسابقه می توانند با مراجعه به سایت اینترنتیfarspnu.ir از جزئیات سوالات مسابقه اطلاع یابند.</p>
<p>بنابراین گزارش، سوال شماره ۳ این مسابقه برگرفته از کتاب «خورشید مغرب» نوشته محمدرضا حکیمی است.</p>
<p>علاقه مندان می توانند شماره پاسخ صحیح (صرفا عدد پاسخ) را حداکثر تا ۲۰ شهریور ماه به شماره ۳۰۰۰۳۲۷۵ پیامک کنند.</p>
<p>لازم به ذکر است، به برگزیدگان این مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.</p></div>
<div style="text-align: justify"><strong>مرجع : خبرگزاری دانشجو</strong></div>
<div></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1016</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگزاری دوره آموزش «مهدویت» در مؤسسه حضرت زهرا(س)</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1019</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1019#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Sep 2011 17:36:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[برگزاری]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[موسسه]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1019</guid>
		<description><![CDATA[دوره آموزش «مهدویت» با هدف آشنایی بیشتر با مباحث مهدویت، ترویج و تعمیق فرهنگ مهدویت، تقویت باورهای مردم و جهت‌دهی صحیح به شور و اشتیاق آنها به مهدویت در مؤسسه حضرت زهرا(س) برگزار می‌شود. این دوره به منظور پاسخ‌گویی به سؤالات و شبهات مهدویت، پیرایش معارف مهدوی از خرافات و تحریف، نهادینه ساختن معارف مهدویت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify">دوره آموزش «مهدویت» با هدف آشنایی بیشتر با مباحث مهدویت، ترویج و تعمیق فرهنگ مهدویت، تقویت باورهای مردم و جهت‌دهی صحیح به شور و اشتیاق آنها به مهدویت در مؤسسه حضرت زهرا(س) برگزار می‌شود.</p>
<p>این دوره به منظور پاسخ‌گویی به سؤالات و شبهات مهدویت، پیرایش معارف مهدوی از خرافات و تحریف، نهادینه ساختن معارف مهدویت در سطوح مختلف جامعه و زمینه‌سازی ظهور و تکوین فرهنگ انتظار با موضوع «مهدویت، شناخت، عشق و انتظار نسبت به امام زمان(عج)» در این مؤسسه قرآنی برگزار می‏شود.</p>
<p>لازم به ذکر است که شرکت‏کنندگان در این دوره با مباحثی چون عنصر امامت، انتظار و ظهور همچنین آثار اعتقادی مهدویت و وظایف منتظران آشنا می‏شوند.</p>
<p>یادآوری می‏شود، در پایان دوره آزمون قرآنی گرفته شده و به برگزیدگان گواهینامه پایان دوره اعطا می‏شود.</p></div>
<div style="text-align: left"><strong>مرجع : <a href="http://www.iqna.ir/" target="_blank">خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)</a></strong></div>
<div></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1019</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسامی برگزیدگان مسابقه‌ «دلایل غیبت امام زمان(عج)» اعلام شد</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1009</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1009#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Sep 2011 17:23:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[اسامی]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[اعلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنتی]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه‌]]></category>
		<category><![CDATA[برگزيدگان]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[ترويج]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيونی]]></category>
		<category><![CDATA[تير‌ماه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[درس‏هايی]]></category>
		<category><![CDATA[دلايل]]></category>
		<category><![CDATA[دلایل]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[روابط]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوی]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[عج]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[غيبت]]></category>
		<category><![CDATA[غیبت]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن]]></category>
		<category><![CDATA[قرآنی]]></category>
		<category><![CDATA[مؤسسه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه ‌]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موضوع]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[پيامك]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[۲۳]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1009</guid>
		<description><![CDATA[در برنامه تلویزیونی «درس‏هایی از قرآن» ۲۳ تیرماه درباره «دلایل غیبت امام زمان(عج)» توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی مطالبی بیان شد.سابقه‌ غیبت در ادیان پیشین،‌ غیبت امام(عج)، بستر آزمایش مردم، تفرقه در جامعه، از نشانه‌های شرک، غیبت امام(عج) به خاطر ظلم و ستم مردم، پرداخت خمس و سهم امام،‌ تأثیر غیبت، تقویت ایمان و غیبت امام(عج)، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify">در برنامه تلویزیونی «درس‏هایی از قرآن» ۲۳ تیرماه درباره «دلایل غیبت امام زمان(عج)» توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی مطالبی بیان شد.سابقه‌ غیبت در ادیان پیشین،‌ غیبت امام(عج)، بستر آزمایش مردم، تفرقه در جامعه، از نشانه‌های شرک، غیبت امام(عج) به خاطر ظلم و ستم مردم، پرداخت خمس و سهم امام،‌ تأثیر غیبت، تقویت ایمان و غیبت امام(عج)، زمینه‌ ظهور و تولد خوبان و بدان از مهم‌ترین عناوین این برنامه‌ تلویزیونی بود.</p>
<p>«فاطمه شعله‌پاش» از تهران، «اسداله ایزدی» از شهرکرد، «مهناز یداللهی» از تبریز، «خلیل مراد‌علی وند» از دزفول، «هما پایجو» از تهران، «وحید سیاوشی» از ملایر و «رسول مهاجر» از تربت حیدریه برگزیدگان بخش پیامک این هفته بودند و برگزیدگان قرعه‏کشی اینترنتی این هفته «اسماعیل اکرمی مقدم» از شیراز، «زهیر حسینی سعادت» از تهران و «مریم شگفت» از شیراز بودند.</p>
<p>کافر شدن مردم در زمان غیبت حضرت موسی(ع)، تفرقه میان مردم از آثار شرک، آزمایش مردم توسط خداوند با شر و بدی و خیر و خوبی، عوامل محرومیت از نعمت‌ها و مؤمنان آخرالزمان از جمله مواردی است که در این مسابقه مورد سؤال قرار گرفت.</p>
<p>لازم به ذکر است که برنامه‌ تلویزیونی درس‌هایی از قرآن همه‌ هفته روزهای پنجشنبه از شبکه اول سیما و تکرار آن روزهای جمعه از شبکه‌ سیمای قرآن پخش می‌شود و مسابقه‌ پیامک آن از طریق شماره ۳۰۰۰۱۱۴ و مسابقه‌ اینترنتی آن از طریق تارنمای (سایت) <a href="http://www.TarvijeQuran.com/">www.TarvijeQuran.com</a> ‌ و <a href="http://www.Gharaati.ir/">www.Gharaati.ir</a> برگزار می‌شود.</p>
<p>علاقه‌مندان می‌توانند با ثبت‌نام در یکی از این دو تارنما به کسب امتیاز اقدام و امکان شرکت در قرعه‌کشی‌های جوایزی چون کمک هزینه سفر عمره مفرده، عتبات عالیات، مشهد مقدس، سکه‌های طلا و کارت‌های هدیه‌ بانکی را داشته باشند.</p>
</div>
<div style="text-align: left"><strong>مرجع : <a href="http://www.iqna.ir/" target="_blank">خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)</a></strong></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1009</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خاتون، محاربه دقیق با امام زمان(عج) بود</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1006</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1006#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Sep 2011 17:10:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[آنهم]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینها]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[جمعه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حضور]]></category>
		<category><![CDATA[خاتون]]></category>
		<category><![CDATA[خاین]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[خواهش]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشت]]></category>
		<category><![CDATA[دست‌اندرکار]]></category>
		<category><![CDATA[دقیق]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[زمانی]]></category>
		<category><![CDATA[شایستگی]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[شکل]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[صلاحیت]]></category>
		<category><![CDATA[ضمیمه]]></category>
		<category><![CDATA[عج]]></category>
		<category><![CDATA[عرصه]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلم]]></category>
		<category><![CDATA[محاربه]]></category>
		<category><![CDATA[محترم]]></category>
		<category><![CDATA[مشهد]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهند]]></category>
		<category><![CDATA[نشر]]></category>
		<category><![CDATA[نشریه]]></category>
		<category><![CDATA[نفاق]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نویسندگی]]></category>
		<category><![CDATA[هیچ]]></category>
		<category><![CDATA[وجه]]></category>
		<category><![CDATA[کشور]]></category>
		<category><![CDATA[کنند]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت]]></category>
		<category><![CDATA[یک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1006</guid>
		<description><![CDATA[آیت‌الله سید احمد علم‎الهدی با گلایه از قوه قضاییه در زمینه برخورد با عوامل نشریه خاتون، اظهار داشت: این مردم وفادار به انقلاب و نظام، این مردم ولایت‌پذیر جان‌داده در راه ولی‌امر و این مردم هستی‌داده در راه دین، از قوه قضاییه انتظار داشتند تا امروز هرچه زودتر، در مقابل این حرکت عظیم خائنانه یک برخورد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align: justify">آیت‌الله سید احمد علم‎الهدی با گلایه از قوه قضاییه در زمینه برخورد با عوامل نشریه خاتون، اظهار داشت: این مردم وفادار به انقلاب و نظام، این مردم ولایت‌پذیر جان‌داده در راه ولی‌امر و این مردم هستی‌داده در راه دین، از قوه قضاییه انتظار داشتند تا امروز هرچه زودتر، در مقابل این حرکت عظیم خائنانه یک برخورد قاطع و جدی ببینند، ولی متاسفانه ندیدند. این مردم مطالبه دینی‌شان این است که در فضای پاک و مقدس نظام جمهوری اسلامی، یک عده فرصت‌طلبی که می‌خواهند یک عده اقلیت لاییک را در مملکت برای خودشان بستر ارتقای مقام کنند، نتوانند با هجمه به اسلام، آن‌هم با ابزار نفاق به مقاصد شومشان برسند و قوه قضاییه بزرگ ترین نگهبان و پاسدار مبانی ارزشی اسلام است و توقع مردم از قوه قضاییه بیش از این است.</p>
<p>امام جمعه مشهد در ادامه، بار دیگر دولت را خطاب قرار داد و گفت: دولت در کنار گزارش هایی که ارایه کرده است این نکته را باید بداند، امسال سال جهاد اقتصادی است، مقام معظم رهبری وقتی که این جهاد اقتصادی را مطرح کردند، برای اینکه افراد به عناوین کلی این مساله منحرف نشوند و هر حرکتی را به حساب جهاد اقتصادی نگذارند، ملاک جهاد اقتصادی را رشد بهره‌وری مشخص کردند و الان که شش ماه از این سال گذشته و سال جهاد اقتصادی به نیمه رسیده است، مردم انتظار داشتند در گزارش ها و برنامه‌هایی که دولت در هفته دولت ارایه می‌دهد، لااقل نشان دهد در سال جهاد اقتصادی، رشد بهره‌وری تا چه اندازه بوده است یعنی صنایع کشور، منابع تولید کشور، نیروی انسانی کشور، بر حسب زمینه‌سازی هایی که دولت کرده، در طول این شش ماه، چقدر توانسته‌اند چند برابر سال گذشته بهره‌وری داشته باشند و این نیازمند یک گزارش دقیق و جامع است.</p>
<p>وی تصریح کرد: البته جهاد اقتصادی که مقام معظم رهبری تکلیف کردند تنها وظیفه دولت نیست و وظیفه همه مردم است و مقام معظم رهبری برای تمام آحاد کشور امسال را سال جهاد اقتصادی اعلام کرده‌اند.</p>
<p>آیت‌الله علم‌الهدی در ادامه به تبیین این مساله پرداخت و گفت: جهاد اقتصادی یعنی اینکه کارگر باید بهره‌وری‌اش چند برابر سال گذشته باشد، کشاورز بهره‌وری‌اش چند برابر سال گذشته باشد. افراد امسال از منابع کشاورزی، آب، زمین، منابع اقتصادی و نقدینگی، چه مقدار باید بهره‌وری کنند و باید چند برابر سال قبل بهره‌وری داشته باشند و این معنای جهاد اقتصادی است.</p>
<p>وی افزود: برادران، خواهران، سال جهاد اقتصادی به نیمه رسید، ولی‌امر و حجت امام زمان(عج) این فرمان را دادند که امسال سال رشد بهره‌وری است، شما ببینید بهره‌وریتان در این شش ماه گذشته، نسبت به شش ماه اول سال ۸۹ چقدر بوده است و اگر ما نتوانسته‌ باشیم چه در فعالیت های اقتصادی شخصی و چه در فعالیت های اقتصادی اجتماعی، رشد بهره‌وری داشته باشیم، فرمان مقام معظم رهبری محقق نشده است.</p>
<p>عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه شش ماه دیگر از سال جهاد اقتصادی باقی مانده است، گفت: در این نیمه باقی مانده سال، برادران، خواهران و عزیزانی که در عرصه اقتصادی کشور فعالند باید بدانند که این فرمان رهبر باید محقق شود و باید بهره‌وریشان رشد کند و دولت هم باید زمینه این رشد بهره‌وری را مخصوصا در زمینه انسانی فراهم کند.</p>
<p>آیت‌الله علم‌الهدی در تقدیر از وزیر علوم دولت دهم، عنوان کرد: قانونی برای صیانت حرمت خواهران در دانشگاه ها -که به غلط به قانون تفکیک جنسیتی تعبیر شده است- خوشبختانه با ایمان، تقوا و دلاوری این وزیر غیور، مورد اجرا قرار گرفت و چند روز دیگر که دانشگاه ها باز می‌شوند، ان شاءالله شاهد اجرای این قانون در محیط‌های مقدس آموزش عالی کشور خواهیم بود.</p>
<p>وی با اشاره به خدمات وزیران و هیات دولت در عرصه‌های اقتصادی و سازندگی، این خدمات را برجسته، قابل تقدیر و جالب توجه توصیف و خاطرنشان کرد: البته جریان فتنه سعی می‌کند با عوامل و دست‌اندرکارانش، سیاه‌نمایی هایی علیه دولت داشته باشد. اتفاقا مشکلی را که این دولت از نظر نفوذ جریان انحرافی دارد، چون این جریان انحرافی با خود جریان فتنه سنخیت دارد، مطرح نمی‌کنند.</p>
<p>وی افزود: سیاه‌نمایی هایی در عرصه‌های اقتصادی، مساله گرانی و تورم دارند و البته گرانی در کشور، جریان و عارضه طبیعی قضیه هدفمندکردن یارانه‌هاست. این عوامل فتنه، روزی که قرار بود هدفمندکردن یارانه‌ها اجرا شود، گفتند، این برنامه خطرناکی است، تورم و گرانی را تا ۶۰ درصد بالا خواهد برد و بعد معلوم شد دروغ گفته‌اند. گرانی شده است، اما نه آن چیزی که شما می‌گفتید، نه تا ۶۰ درصد؛ و دیدید که این دروغ بود.</p>
<p>امام جمعه مشهد هشدار داد: الان هم با نشر اکاذیب، آمارهای دروغ و حتی داستان‌سازی و قصه‌‎سازی، به دنبال شروع یک سیاه‌نمایی دیگر در عرصه اقتصاد هستند.</p>
<p>وی خطاب به دولت گفت: البته دولت در مساله گرانی، نباید بی‌تفاوت باشد و باید راهکارهای رفع گرانی را هم فراهم کند، از قبیل پیشگیری از ورود کالای قاچاق و کالاهای غیرضروری از خارج کشور، نظارت دقیق بر نرخ ها از طریق تعزیرات و سایر راهکارهای دیگر؛ و نباید نسبت به این مساله بی‌تفاوت باشد، اما این سیاه‌نمایی که ارباب فتنه می‌کنند و دولت را از نظر طرح ها و برنامه‌های اقتصادی و سازندگی، آن هم با آمار دروغ و نشر اکاذیب، زیر سوال می‌برند، بسیار ناحق‌گویی و ناسپاسی است.</p>
<p>وی تاکید کرد: دولت در کنار رهنمودهای حکیمانه مقام معظم رهبری، این نکته را باید توجه کند که این مردم پشت سر رهبر و دنباله‌رو ولایت هستند و مطالبات رهبری که با یک رافت، نرمش و مهربانی خاصی در جلسه با هیات دولت مطرح شد، مطالبات همه مردم است و همچنان که مقام معظم رهبری فرموده‌اند «در مسائل فرهنگی، خود دولت در کشور حاشیه‌سازی نکند»، این مردم انتظار دارند، این دولت با ادعای مکتبی بودنش، عناصر حاشیه‌ساز در مسایل فرهنگی را، از درون خودش با یک خانه‌تکانی داخلی، اخراج و تصفیه کند.</p>
<p style="text-align: left"><strong>مرجع : <a href="http://alef.ir/" target="_blank">الف</a></strong></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1006</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهم ترین وظیفه منتظر واقعی کسب تقوا است</title>
		<link>http://www.almonji.ir/?p=1002</link>
		<comments>http://www.almonji.ir/?p=1002#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Sep 2011 17:01:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>reza1373</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داخلی]]></category>
		<category><![CDATA[اباصالح]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامي]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[بايد]]></category>
		<category><![CDATA[براي]]></category>
		<category><![CDATA[تبليغات]]></category>
		<category><![CDATA[تحليل]]></category>
		<category><![CDATA[ترك]]></category>
		<category><![CDATA[ترين]]></category>
		<category><![CDATA[تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[تقوا]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[رخداد]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[زمينه]]></category>
		<category><![CDATA[سازي]]></category>
		<category><![CDATA[سمنان]]></category>
		<category><![CDATA[شيعه]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب]]></category>
		<category><![CDATA[صاحب الزمان]]></category>
		<category><![CDATA[ظهور]]></category>
		<category><![CDATA[عج]]></category>
		<category><![CDATA[عصر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[كرد]]></category>
		<category><![CDATA[كسب]]></category>
		<category><![CDATA[مدير]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[معاصي]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[منتظر]]></category>
		<category><![CDATA[مهدویت]]></category>
		<category><![CDATA[مهم]]></category>
		<category><![CDATA[موعود]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[واقعي]]></category>
		<category><![CDATA[واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[وظيفه]]></category>
		<category><![CDATA[کل]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[گفت]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.almonji.ir/?p=1002</guid>
		<description><![CDATA[حجت الاسلام علی شکری در کارگاه «حکومت مهدوی و وظایف منتظران» ویژه کارکنان این اداره کل در شاهرود، با اشاره به اعتقاد قوی اقشار مختلف مردم به انتظار و مهدویت گفت: برخی افراد و گروه ها ، در قداست زدایی از انتظار و مهدویت تلاش و برنامه ریزی می کنند که باید مراقب باشند، چرا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">حجت الاسلام علی شکری در کارگاه «حکومت مهدوی و وظایف منتظران» ویژه کارکنان این اداره کل در شاهرود، با اشاره به اعتقاد قوی اقشار مختلف مردم به انتظار و مهدویت گفت: برخی افراد و گروه ها ، در قداست زدایی از انتظار و مهدویت تلاش و برنامه ریزی می کنند که باید مراقب باشند، چرا که خطر و آسیب بزرگی برای جامعه اسلامی به شمار می رود.</p>
<p style="text-align: justify">استاد حوزه و دانشگاه شاهرود نیز که در این کارگاه به عنوان استاد دوره آموزشی سخن می گفت، اظهار داشت: انتظار افراد جامعه، برای تحقق هدفی والا و واقعی یعنی برقراری عدالت در همه ابعاد، می‌تواند موتور حرکتی برای پیشرفت جامعه به سوی ایجاد مؤلفه‌های عدالت شود.</p>
<p style="text-align: justify">حجت الاسلام عباس امینی، افزود: اعتقاد به مهدی موعود مسئله ای است که در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان مطرح بوده و هست؛ بدین معنی که در آخر الزمان، مصلحی ظهور خواهد کرد و به جنایتها و خیانتها و تبعیضهای بشر خاتمه خواهد داد.</p>
<p style="text-align: justify">وی در پایان سخنان خود، تصریح کرد: از جمله روایاتی که به ظهور «مهدی موعود» وعده داده، حدیث معروف نبوی است که فرمود: اگر از عمر دنیا یک روز بیش باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از امت و خاندان من که نامش نام من است ظاهر شود ، و زمین را از عدل و داد پر کند چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد.</p>
<p style="text-align: justify">بنا بر این گزارش: ۵۰ نفر از کارکنان اداره کل تبلیغات اسلامی استان سمنان در این دوره ۲۰ساعته با مسائل و موضوعات حکومت مهدوی و وظایف منتظران آشنا شدند.</p>
<p style="text-align: left"><strong>مرجع : سازمان تبلیغات اسلامی استان سمنان</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.almonji.ir/?feed=rss2&#038;p=1002</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

